نقد و بررسی دستهبندی انواع نسبیگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
فلسفۀ علوم اجتماعی قارهای که بیشترین نمود خود را در سنّت هرمنوتیک، تبارشناسی و انتقادی مییابد، با نقد پارادایم تحلیلی، فراتاریخیت مقولات پیشینی فهم را زیر سؤال برده و با تبیین مقولاتی همچون: اراده، قدرت، جامعه، فرهنگ، جنسیت، تاریخ و...، باب نسبیگرایی را بیش از پیش گشوده است. این تنوع در متغیّرهای مستقل نسبیت، تنوع در متغیّرهای وابسته نسبیت را نیز به دنبال خواهد داشت و در مجموع باید از انواع نسبیگرایی سخن گفت. هدف: محقق این نوشتار با مرور برخی آثار در پی فهم انواع نسبیگرایی بوده است. روش: در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و اسنادی و در بررسی آن از روشهای فراتحلیل و نیز تحلیل فلسفی استفاده شده است. یافتهها: آثار گوناگونی تلاش داشتند تا دستهبندی جامع و مانعی از انواع نسبیگرایی ارائه دهند. در این مقاله تلاش شد ابتدا انواع نسبیگرایی از منظر اندیشمندان گوناگون که به این مهم پرداختهاند، تقریر و سپس این دستهبندیها مورد بررسی و نقد قرار گیرد. نتیجهگیری: به نظر میرسد تاکنون دستهبندی جامع و مفیدی ارائه نشده است که امکان فهم و تفکیک صحیح میان انواع نسبیگرایی را بهوضوح بیان کند. این تحقیق میتواند درآمدی برای نیل به دستهّبندی مطلوب و ارزشگذارانه در این زمینه باشد.