هویت ایرانی اسلامی در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته؛ بازاندیشی تاریخی گفتمانِ «بازگشت به خویشتن اسلامی»
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22034/rcdir.2025.502761.1165چکیده
توسعهی ارتباطات، زیستن در جهان چندفرهنگی و گشودگی در برابر الگوهای متنوع هویتیابی صرفا نقشِ «گفتمان بازگشت به خویشتن» در برساختِ هویتِ ایرانی اسلامی را تقلیل نداده، بلکه زمینهی استحالهی خویشتن اسلامی در دیگری غربی را نیز فراهم نموده است. عبور از این وضعیت دشوار در گرو بازاندیشیِ تاریخیِ عواملِ موثر در صورتبندی گفتمان بازگشت به خویشتن اسلامی است. رهیافت مقاله در این آسیبشناسی از هویت ایرانیاسلامی، ترسیمِ نظمگفتمانیِ وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و پرده برگرفتن از ماهیتِ بیناگفتمانیِ پروژهیِ «بازگشت به خویشتن» است. بهنظر میرسد انحطاط تاریخی ایرانزمین و شکست برابر دولتهای استعماری، زمینهسازِ صورتبندیِ نظمی گفتمانی شد که در آن سه گفتمان سنتگرا، تجددگرا و بازگشت به خویشتن اسلامی به کشمکش بر سر تعریف نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی پرداختند. در این میان هرچند دیگرستیزی گفتمان سنتگرا و اتحاد سلطنت پهلوی و ملیگرایان شرایط را برای نفوذ روایت تجددگرایان از هویت ایرانی فراهم نمود، اما ناسازگاری جنبههایی از این روایت با ناخودآگاه جمعی ایرانیان مانع از هژمونی گفتمان تجددگرا شد. گفتمان بازگشت به خویشتن از این خلاء برای ارائهی روایتی ایدئولوژیک از نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی بهره برد و با یک کنش بیناگفتمانی آفرینشگر بر سایر الگوهای هویتیابی هژمونی یافت. نادیدهانگاشتنِ مبانی فکری تمدن غربی، انکار هویت باستانی ایران و چشمپوشی بر ساحتهای قدسی خویشتن اسلامی مهمترین نقصهای این روایت ایدئولوژیک از هویت ایرانیاسلامی بود؛ بی اعتنایی به رفع این نقایص، زمینهساز گشودگی ما در برابر تقدیر نیهیلیستی تمدن غربی شده است.