بررسی اندیشه تمدنی شهید بهشتی در بُعد فقهی-سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه ایرانشناسی، دانشکده علوم انسانی دانشگاه میبد، میبد، ایران.
2 کارشناسی ارشد تاریخ ایران اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/rcdir.2024.449061.1103چکیده
تمدنسازی نوین اسلامی از مفاهیم مطرح در دوران معاصر هست که به دنبال نوسازی تمدن اسلامی بر پایه آموزههای اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران را می توان یکی از گامهای عملی در جهت تحقق این هدف دانست. از بنیانگذاران و پشتوانههای فکری این انقلاب، آیت الله بهشتی است. با این حال، اندیشههای ایشان از بُعد تمدن سازی نوین اسلامی هنوز واکاوی و بررسی نشده است. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که ایشان در بعد اندیشهای به عنوان یک شخصیت سیاسی و فقهی برجسته، چه نگاهی به تمدن نوین اسلامی داشته و اندیشههای ایشان در رابطه با تمدنسازی نوین اسلامی، چه مؤلفهها و ویژگیهایی داشته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد اگرچه شهید بهشتی به صراحت در خصوص تمدن اظهار نظر نکرده است؛ اما بر اساس آثار علمی به جای مانده و نیز مبارزات انقلابی ایشان میان اندیشه و عمل ایشان با مؤلفههای تمدنسازی نسبتهای معناداری وجود دارد. ایشان در بُعد نظری با توجه به مطالعات فلسفی خود، قائل به تبیین فلسفی از سیاست توحیدی بود و اندیشه سیاسی حکومت در اسلام و مصادیق حاکمیت در آن را از جنبه سیاسی تمدنسازی نوین اسلامی مورد توجه قرار داده است. در بُعد فقهی عمده تلاش شهید بهشتی معطوف بر تبیین فقهی اصل ولایت فقیه به مثابه نظریه غایی حاکمیت شیعه در عصر غیبت بوده است. در بُعد عملی نیز شهید بهشتی از پیشتازان تمدن سازی اسلامی از منظر سیاسی در زمان حیات خود بوده است؛ به گونهای که ضمن ایجاد نهادهای مدنی در نظام اسلامی به پیاده سازی فقه سیاسی اسلام در جامعه اقدام کردهاند.