چگونگی بهره برداری فخررازی ازنظریه النظم در مفاتیح الغیب؛ موردپژوهی سوره انعام

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث و زبان و ادبیات عرب، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه علوم قرآن و حدیث و زبان و ادبیات عرب، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث و زبان و ادبیات عرب، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.30473/quran.2021.8199
چکیده

طی قرن‌های دوم تا پنجم مباحث بلاغی و ادبی قرآن تحت تأثیر رویکردهای کلامی و دینی مورد توجه شماری از عالمان و بلاغیان قرار گرفت و آثار مهمی در این دوران به نگارش آمد. اوج و پختگی این آثار به ظهور نظریۀ نظم جرجانی، زبان‌شناس ایرانی انجامید که وی در دو کتاب دلائل الاعجاز و اسرار البلاغۀ آن را تبیین ساخته است. نظریۀ نظم در قرن ششم، که یکی از دوران طلایی تفسیرنگاری در میان ایرانیان به‌شمار می‌آید، آوازۀ بلندی یافت و برخی از مفسران با الهام از این نظریه به تفسیر زبانی و بلاغی قرآن روی آوردند. از جمله مفسران مهم این قرن امام فخر رازی است که تفسیر مفاتیح الغیب را به نگارش درآورد. یکی از ویژگی‌های مهم این تفسیر، مباحث زبانی و بلاغی آن است. نویسندگان در این مقاله کوشیده‌اند با شیوة تحلیلی ـ توصیفی و به‌روش کتابخانه‌ای تأثیرپذیری وی را از نظریۀ نظم جرجانی بررسی و تبیین کنند. بر این اساس پس از معرفی این نظریه از دیدگاه جرجانی و فخر رازی، شش موضوع مهم نظریۀ نظم یعنی تقدیم و تأخیر، حذف و ذکر، فصل و وصل، قصر، تأکید و تعریف و تنکیر را در تفسیر سورة انعام مفاتیح الغیب بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که فخر رازی افزون بر اینکه از این نظریه تأثیر پذیرفته و وامدار جرجانی است، خود نیز نوآوری‌هایی در بیان دلالت‌های بلاغی به دست داده است. نظریۀ نظم ، عبدالقاهر جرجانی، فخر رازی، مرجعداری، معرفگی