معناکاویِ آثارِ تکنولوژیکِ هنرمندانِ ایرانیِ مقیمِ امریکا بر مبنای دیدگاه ژولیا کریستوا (دو دهۀ اول قرن بیست و یکم میلادی)

نویسندگان

1

2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

doi
10.22051/jtpva.2025.47029.1576
چکیده

امروزه تکنولوژی، علاوه بر کاربرد‌های تخصصی و روزمره، در عرصۀ هنر نیز نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند و به عنوان رسانۀ غالب در جهان هنر رسانۀ نوین به کار می‌رود. هنرمندان ایرانی مقیم امریکا، فعال در عرصۀ هنر رسانۀ نوین، نیز از امکانات بیانگری تکنولوژی، در راستای ابراز دغدغه‌های جمعی خود، بهره می‌برند. آنان امور نمادین را ترآن هاده کرده و معناهای تازه خلق می‌کنند، که با وضعیت آستآن های و ترافرهنگیشان در پیوند است. در این پژوهش به این پرسش‌ها پاسخ داده می‌شود که ترانهادگی امور نمادین در این آثار چگونه رخ می‌دهد و نقش رسانه در فرآیند معنازایی کارهای هنری مذکور چیست؟ هدف از مطالعۀ پیشِ‌رو فهمِ کارکرد رسانه و عوامل روانکاوانۀ سوژۀ مهاجر بر ترانهادگی امور نمادین و فرآیند معنازایی است. پژوهش حاضر بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی صورت پذیرفته و از شیوۀ کتابخآن های در جمع‌آوری مطالب استفاده شده است. بدین ترتیب، آثار تکنولوژیک رسانۀ نوین این بر مبنای دیدگاه ژولیا کریستوا، در دو دستۀ چیدمان و غیر چیدمان، مورد خوانش قرار می‌گیرند. یافته‌ها نشان می‌دهند که رانه‌های روانی منفیت-طرد هنرمند مهاجر در پیوند با مام‌‑وطن و همچنین رسانه‌های تکنولوژیک در ترانهادگی امور نمادین نقش بسزایی ایفا می‌نمایند. در آثار چیدمان، ویدیو، صدا، نور، و ابژه‌های تکنولوژیک، در کنار دیگر عوامل، کارکردی خاطره‌وار داشته، فاصلۀ خویش را با امر واقع حفظ می‌کنند و بدین‌گونه بر میل بازگشت سوژه تاکید می‌ورزند. از طرفی، در آثار غیر چیدمان، رسانه‌های تکنولوژیک، مانند رسانه‌های دیجیتال، ویدیو، و غیره، موضوع را از قید زمان رها ساخته، به امور کلی اشارت می‌کنند و بر سرپیچی سوژه تاکید می‌ورزند.