در جستجوی مبنای خلاقیت هنر هوش مصنوعی در میان نظم و آشوب بر اساس نظریات نیچه
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
doi
10.22051/jtpva.2024.47766.1599چکیده
یکی از شگفتانگیزترین پیشرفتها در هوش مصنوعی، پیشرفت در حوزههایی همچون هنر آفرینی و خلاقیت است که معمولا بهطور سنتی منحصراً مختص انسان تلقی میشود. این مقاله مهارت هنرآفرینی شبکههای مولد تخاصمی که یکی از اولین و اصلیترین روشهای ایجاد هنر توسط هوش مصنوعی است را از منظر دوگانه آپولونی و دیونیسی در نظریات فردریش نیچه بررسی میکند. به صورت مشخص، این مقاله به دنبال تبیین این مساله است که چگونه معماری دوگانه این شبکهها که شامل مولد و متمایزگر هستند، بازتابی از مفاهیم نیچه در مورد آشوب و نظم در دوگانه آپولونی و دیونیسی هستند. تحلیلی که میتواند چارچوب مفهومی غنیتری برای درک مشارکت هوش مصنوعی در خلق هنر ارائه دهد. با مقایسه بین این ساختارهای فلسفی نیچه و پویایی عملکردی شبکههای مولد تخاصمی، این مقاله چشماندازی نوین در مورد ماهیت خلاقیت و هوش ارائه میدهد و بر پتانسیل تحولآفرین تعامل آنها تأکید میکند. روش تحقیق این مقاله بر اساس تحلیل تطبیقی بین مفاهیم فلسفی و فناوری است که در آن مفاهیم آپولونی و دیونیسی به کارکردهای بخشهای مولد و متمایزگر در شبکه مولد تطبیق داده میشوند. این تطبیق شامل تحلیل شباهتهای ساختاری و عملکردی بین این مفاهیم است. بر أساس نتایج این تحقیق، ماژول متمایزگر شبکههای مولد تخاصمی که قانونمندی ادراکات را بر عهده دارد معادل مفهوم آپولونی است، در حالی که ماژول مولد معادل مفهوم دیونیسی است. رویکرد ما در این تحقیق به جای توجه به جزئیات فنی به سمت پیامدهای مفهومی ارتباط بین مفاهیم فلسفی و فنآوری در هوش مصنوعی است.