انتقال گره به سطوح گنبدهای سلجوقی با کاربست چندوجهیها
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
2
3 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22051/jtpva.2024.47662.1596چکیده
گرهها، الگوهای منطبق بر قواعد ریاضی هستند که با سطوح کروی همخوان نیست. از این رو معماران برای بکارگیری گره در سطوح گنبدی، راهکارهای ویژهای بکار بردهاند که یکی از این آنها، انتقال گره بر سطح کروی با استفاده از احجام کروی بود. براساس پژوهشهای انجام یافته تا قبل از پژوهش حاضر، تصور این بود که در این انتقال، از احجام مشخص افلاطونی و ارشمیدسی تبعیت میکردند. اما در موزاییککاری گرههای گنبد مساجدی همچون مسجد جامع قروه و مسجد جامع سجاس برای انتقال از احجامی استفاده شده است که متمایز از یافتههای قبلی است. این موضوع، مسئله جدیدی را برای پژوهش در حوزه هندسه معماری دوران اسلامی مطرح میکند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوالها است: 1- معماران مسلمان چگونه توانستهاند به چندوجهیهای نوینی نسبت به احجام کروی افلاطونی و ارشمیدسی برای انتقال گره به سطوح گنبد دست بیابند؟ و 2- چند وجهیهای بکار گرفته شده در گنبدهای مساجد جامع سجاس و قروه در مقایسه با چند وجهیهای افلاطونی و ارشمیدسی دارای چه ویژگی های هستند؟ معماران برای حل ناسازگاری بین سطح و الگو، از تقارنهای چندوجهی به عنوان موزاییککاری پایه استفاده کردند. موزاییککاری گرههای زیر گنبد مسجد جامع سجاس و قروه نشان میدهد معماران مسلمانان روش انتقال را از ریاضیدانان میآموختند ولی در فرآیند بکارگیری آن، مطیع قواعد ریاضیاتی نبودند و آن را با خواستههای طراحی خودشان هماهنگ میکردند که ریشه در ملزومات طراحی و ساخت داشت. از این رو چندوجهیهای کروی روی سطوح گنبدهای شناساییشده متمایز از چندوجهیهای کروی شناخته شده پیشین هستند.