تحلیل سطوح معنایی اسمبلاژآرت در نسبت میان الگوهای دوگانه ارتباطی و نظامهای دلالتی نشانه (مطالعه موردی: آثار اسمبلاژ ایسیدروفرر)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
2
3 دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22051/jtpva.2024.48276.1614چکیده
نشانه عنصری است که با دلالت بر چیزی دیگر به انتقال معنا و ایجاد تعامل و ارتباط پرداخته و متن هنری بستری است که سطوح معنایی و نظامهایدلالتی این نشانهها را نمایان میسازد. در این میان اسمبلاژآرت تکنیکی است که هنرمند به واسطه ایده خلاّقانهای که در ذهن دارد مادهها، مواد مصنوعی و طبیعی، اشیاء و قطعههای وامگرفته از محیط پیرامون را در قالب آثار هنری بدیع، چیدمان کرده و در مجموعهای ساختارمند از نشانههای معنادار ارائه میدهد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل سطوح معنایی اسمبلاژآرت، پرسش از چگونگی نقش نظامهایدلالتی نشانه در این میان داشته و مؤلفههای آن را در نسبت با الگوهای دوگانهارتباطی، جستجو مینماید. منظور از نظامهای دلالتی، انواع دلالتهای صریح و ضمنی، برونزبانی و درونزبانی، مصداقی و مفهومی است و الگوهای دوگانهارتباطی نیز در قالب زبان و گفتار، دال و مدلول، همنشینی و جانشینی، همزمانی و درزمانی، همواره ایراد معنا را در سطوح مختلف قابل واکاوی میسازند. در این راستا، پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسناد تصویری به شیوه کیفی و گزینش هدفمند صورت گرفته و مطالعه موردی بر تبیین سطوح معناییِ پوسترهای اسمبلاژ ایسیدروفرر استوار است؛ چراکه به نظر میرسد برقراری رابطه تعاملی در نسبت میان الگوهای دوگانهارتباطی و نظامهای دلالتینشانه، در این مجموعه از آثار مشهود میباشد. نتایج نشان میدهد که آثار این هنرمند برآیندی از سطوح معنایی متعدد است که در لایههای متنی متفاوت نمود یافته و خوانش مخاطب را نه تنها به درک معنایی واحد محدود نکرده، بلکه ادراک وی را به گسترهای چندمعنایی هدایت میسازد.