تحلیل نقش نگاه و کنش شخصیتها در روایت بصری تراژدی مادرکشی براساس الگوی کنشگر گریماس
نویسندگان
1
2
doi
10.22051/jtpva.2025.48844.1620چکیده
روایت ادبی و روایت بصری، در شیوهی بیان و ابزارهای پیشبرنده تفاوتهای بنیادینی دارند. پژوهش پیشرو در پی پاسخ به این پرسش است: رد و بدل نگاه میان جفتهای کنشگر اعم از فاعل و مفعول، فرستنده و گیرنده، یاریرسان و بازدارنده و نحوة القای کنشهای آنان، چه نقشی در پیشبرد روایت بصری (برگرفته از تراژدی مادرکشی) ایفا میکند؟برای پاسخ به این پرسش، دو نقاشی شاخص از دو نقاش یعنی بوگرو و اسکات با محوریت شخصیت اورستس در سنت هنری غرب، تحلیل و تفسیر شدهاند. مطالعة حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و تفسیر مبتنی بر الگوهای کنشکر و محورهای روایی گریماس، نشان میدهد ساختار روایت بصری را تأکید بر شخصیتها، کنشها و روابط آنها بر اساس نگاه به عنوان ابزار روایی مشخص میکند. همین شخصیتها و جایگیری آنها مکان و زمان روایت را هم ممکن میکنند. نتیجه تحلیل اینکه در صورتی که بیننده از روایت ادبی آگاه نباشد همین دو ابزار یعنی نگاه و کنش بررسی شده حداکثر جریان روایت را القا میکند. نتیجه تفسیر اینکه در دو اثر منتخب با موضوع تراژیک مادرکشی و شخصیت اورستس در غرب با ترکیب نگاهها و کنش شخصیتها، روایتی پیچیده مبتنی بر مربع معناشناختی حاکی از عدالت و بی عدالتی، گناه و بخشش و تعادل و بیتعادلی تشکیل میشود. از این رو، ساختارهای بصری برگرفته از تراژدیها میتوانند جایگزین روایت زبانی شده و از طریق عناصر بصری، پیچیدگیهای مفهومی را به تصویر بکشند.