مکتب تهران خاستگاه‌ها و دستاوردهای آن در سده اخیر

نویسندگان

1 دانشگاه دامغان

doi
10.22051/jtpva.2023.42574.1482
چکیده

فضای هنرهای تجسمی ایران به‌دو رویکرد اصلی تقسیم‌پذیر است. گروهی بر این باورند‌که هم‌سو با جریان‌های مهم هنری جهان، در روندی تاریخی به دستاوردهای‌کنونی‌ رسیده، به تجربه‌اندوزی و فعالیت مشغولند و‌گروهی دیگر درطیف‌های گوناگون با باوری مبتنی بر رویکرد به‌هنرهای سنتی، درصدد پاسداشت و امتداد هویت هنر تصویری ایران هستند. تامل در ادعای‌گروه اول نیازمند نگرشی همه‌جانبه به‌تاریخ هنرورویکردهای فلسفی هنر معاصر و خواستگاه آن در غرب دارد‌که مطالعه‌ای مستقل از هدف‌های این مقاله را می‌طلبد. این بررسی با توجه به‌گروه دوم، به‌ بخشی از تاریخ هنر معاصر ایران می‌پردازد‌که زمینه‌ساز رویکردی دوباره به‌سنت شده است. تشکیل مدرسة صنایع قدیمه و پیرو آن مکتب تهران، زمینه‌ساز رویکردهای گروه دوم در نقاشی معاصر ایران است و از این‌منظر تحلیل و آسیب‌شناسی اینجریان می‌تواند روشنی‌بخش تحلیل موقعیت کنونی نقاشی ایرانی باشد. این‌پژوهش بنیادی است وبابررسی نمونه‌های شاخص آثار هنری بارویکردی تاریخی و به‌روش توصیفی-تحلیلی، با استناد به‌مطالعات کتابخانه‌ای-اسنادی، مطالعات میدانی، نشست و مصاحبه حضوری و مستندات تصویری مطالب آن تهیه و تنظیم شده است. این بررسی نگاهی به موقعیت نقاشی ایرانی در دوران صفوی و قاجار دارد و در بخش دوم، به‌ مدرسة صنایع قدیمه و تحلیل و معرفی مکتب تهران می‌پردازد. و درآخر به طرح محدودیت‌های نگرشی دراین آثارو خواستگاههای آن پرداخته و براساس داده‌های تحلیلی برآن است‌که‌کوشش‌های آن‌ها بی‌توجه به جانمایه‌های تاملی درهنر ایرانی صورت گرفته و صرفا با رویکردی تکنیکال به بدعت‌ها ی تقلیدی درنگارگری انجامیده است.