بازنمایی ساختمان در نقاشی ایرانی و نقش آن در گستردگی فضای تصویر و ژرفانمایی

نویسندگان
doi
10.22051/jtpva.2022.41695.1460
چکیده

ساختمان‎ها پس از پیکره‎ها، تاثیرگذارترین عنصر بصری در نقاشی ایرانی است. از کهن‎ترین نمونه‎های برجای‎مانده مانند. ورقه‎ وگلشاه که حتی عناصر طبیعی نیز در آن، نقش چندانی در ساخت فضای صحنه نداشت، این بناها بودند که جایگاه‎های متفاوتی را می‎ساختند. بازنمایی ساختمان‎ها در همۀ ادوار نقاشی ایرانی بر همین اهمیت ماند و گام‎به‎گام بر پیچیدگی‎های فضایی آن افزوده شد. پژوهش پیش‎رو، کارکردهای بازنمایی ساختمان را در نقاشی ایرانی می‎جوید و چگونگی گسترش فضای سه‎بعدی را برپایۀ محورهای سه‎گانۀ بلندا، پهنا و ژرفا در فضاهای معمارانه واکاوی می‎کند. بررسی نشان می‎دهد برخلاف پاره‎ای گمان‎ها دربارۀ دوبعدی بودن نگارگری ایرانی و پرهیز آگاهانۀ نقاشان از ژرفانمایی، هنرمندان ایرانی به‎مانند دیگر نقاشان درپی بازنمایی فضای سه‎بعدی در آثار خود بودند. آن‎ها، شیوه‎ها و کارکردهای پراکنش عناصر بصری را بر محورهای سه‎گانه می‎شناختند و از آن برای گسترش دامنۀ دید بیننده و القای ابعاد سه‎گانه بهره می‎بردند. دراین میان، نقش ساختمان‎ها با داشتن بلندا (اشکوبه‎ها)، پهنا (بَرِ ساختمان) و ژرفا (پشت/جلو یا درون/بیرون) در چینش‎های گوناگون فضایی، نزد این هنرمندان شناخته بود. بناها هم‌چنین، در جایگاه مجموعۀ مکعب‎های به‎هم‎چسبیده، حسی از ادراک ژرفا را به‎شیوۀ پرسپکتیو ناهمگرا پدید می‎آوردند. البته، این ترفند در نقاشی ایرانی، بیش از آن‌که روشمند باشد، الگوپردازانه بود. این پژوهش، به‎شیوۀ توصیفی‎ـ‎تحلیل هندسی و برپایۀ واکاوی حدود 400 نگاره از صد نسخۀ برجستۀ سده‎های 7ـ10ق. پیش رفته است. نگارنده می‎کوشد تکاپوهای نقاشان و بخشی از فرازوفرودهای بصری دست‎یابی به توهم فضایی را در آثار نقاشی ایرانی پیش چشم آورد.