جایگاه نگارگری در سپهر فرهنگی دوره پهلوی اول
نویسندگان
1
2
doi
10.22051/jtpva.2023.41570.1458چکیده
با فروپاشی سلسلهی قاجار و رویکارآمدن دولت پهلوی، ایران دچار تحولات فراوانی شد. آرمانهای دولت پهلوی تمام آن چیزهایی بود که بیشتر با مشروطهخواهی طرح شده و در سایهی پشتیبانی روشنفکران و اقتدار رضاشاه، بهصورت یک تجدد آمرانه و دستوری ادامه یافته بود. در پی آن در زمینهی فرهنگ، مجموعه سیاستهایی شکل گرفت که منجر به یک سپهر فرهنگی شد. سپهری که براساس نظریهی یوری لوتمان ساختهشده از هستهی هویت ایرانی و لایههای تراواییِ تجدد، ملیگرایی، باستانگرایی، سکولاریسم و غربگرایی بود. براساس این رویکرد، هر نوع رخداد فرهنگی که در دوران پهلوی رخ بدهد باید با گذر از مرز این سپهر فرهنگی با مؤلفههای درونِ آن سازگار شود تا بتواند در این نظام فرهنگی پذیرفته شود. بر این اساس مسئلهی این پژوهش چگونگی وضعیت و جایگاه نگارگری در درون سپهر فرهنگی دوران پهلوی اول است. روش تحقیق نیز توصیف شرایط فرهنگی دوران پهلوی اول و تحلیل آن براساس نظریهی سپهر نشانهای لوتمان است، با این هدف که شناخت دقیقتری از رابطهی بین سیاستهای فرهنگی آن دوران و نگارگری بهدست آورد. یافتهها نشان میدهد تمایل دولت پهلوی اول به ساخت یک هویت ملی جدید باعث شد تا مؤلفههای تاریخی مهمترین رکنِ برساختِ ایدئولوژی ملیگراییِ این دوران بشود؛ امری که منجر به حمایت از هنرهای سنتی شد و نگارگری هم که در پی جریانهای ملیگرایانه از نو احیا شده بود از این دایره بیرون نماند. توجه جهانی به هنر ایران بهویژه کتابآرایی نیز عامل دیگری در رونق نگارگری این دوران بود.