ترجمۀ گرامری دو نظام بینانشانه‌ای کلامی و بصری در اکفراسیس

نویسندگان
doi
10.22051/jtpva.2022.40415.1416
چکیده

اکفراسیس (برگردان هنری) به طور سنتی به بازنمایی ابژه یک هنر در قالب هنر دیگر گفته شده است. این حوزه مطالعاتی اغلب با مطالعات کلمه-تصویر تداعی می‌شود اما امروزه دایرۀ مفهومی آن گسترده شده و هر گونه برگردان بینانشانه‌‌ای را در بر می‌گیرد. پژوهش‌های حاضر اغلب به تعریف این اصطلاح و دامنه آن و یا به توصیف و طبقه‌بندی انواع بازنمایی‌ها توجه داشته‌اند. مقاله حاضر در نظر دارد با رویکرد نقشگرا، بررسی کند در پدیدۀ بینانشانه‌ای اکفراسیس، از هنر بصری به کلامی و از کلامی به بصری، در برگردان نحوی دو نظام نشانه‌شناختی مذکور در سطوح فرانقشی چه اتفاقی رخ می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد با توجه به استقلال نحوی دو نظام نشانه‌شناختی کلامی و بصری، عناصر فرانقشی این دو حوزه نشانه‌شناختی در اکفراسیس به صورت تطابقی و موازی برگردان نمی‌شوند بلکه لایه‌های فرانقشی قابلیت برگردانی به یکدیگر را دارند چنانکه آنچه بازنمودی است در رسانه دیگر از طریق لایه متنی یا بینافردی قابل بازنمایی است و برعکس. علاوه بر این، بسته به این که متن مبدأ و مقصد بصری یا کلامی باشد، متن مقصد به نسبت متن مبدأ عناصر بازنمودی کمتر یا بیشتری را در خود جای داده است. با توجه به ظرفیت نظام کلامی برای بیان انتزاعی در قالب اسامی و کلیات، متن بصری عناصر بازنمایی جزئی‌تری را بازنمایی می‌کند. از سوی دیگر رابطۀ تعاملی کنشگران در متن کلامی نمایان‌تر بازگو شده است. قاب‌بندی، برجسته‌سازی، و ارزش اطلاعاتی، از عناصری هستند که متن بصری معناهای ضمنی را از طریق آن‌ها بیان کرده است.