اثربخشی احساسات کودکان در رغبت به استفاده از مبلمان شهری با رویکرد مهندسی کانسی (مطالعه موردی: بوستان لاله شهر تهران)

نویسندگان
doi
10.22051/jtpva.2022.38330.1353
چکیده

دوران کودکی نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت انسان به لحاظ فردی و اجتماعی ایفا می ­کند. فضاهایی که کودکان در آن حضور دارند، از عوامل موثر در شکل‌گیری و رشد درست شخصیتی و تربیتی کودک است که در این راستا می­ توان به تاثیر مبلمان شهری در این فضاها بر روی کودکان اشاره کرد. این گروه از جامعه، به لحاظ ویژگی‌های جسمانی و روحی خود، برای استفاده از محصولات ساخته‌شده در زمینه مبلمان شهری به طراحی ویژه خود نیاز دارند. پژوهش پیش رو، در پی یافتن نیازها، احساسات و مطلوب سازی فضای شهری از طریق طراحی مبلمان شهری (نیمکت، آب‌خوری و سطل زباله) پارک­ ها می ­باشد. ازاین‌رو پرسش اصلی پژوهش بر این مبنا استوار است که: آیا طراحی مبلمان شهری با رویکرد طراحی احساس­گرا، بروز استقلال شخصیتی، اجتماعی و عدم وابستگی بیش‌ازحد به والدین را در کودک تسهیل می ­کند؟ ­این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و ا زنظر نوع، وجهی کیفی دارد که در آن از روش توصیفی-تحلیلی استفاده‌شده است. در روش یافته اندوزی با استفاده از منابع علمی با تاکید بر شیوه پیمایشی، مشاهده و پرسش‌نامه‌ای، اطلاعات لازم استخراج گردید. این مطالعه در بوستان لاله شرح تهران با روش مهندسی کانسی برای سنجش احساسات کودکان 5 تا 12 سال انجام‌گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد: طراحی مجموعه مبلمان مذکور با توجه به نیازها و ابعاد آنتروپومتریک کودکان، با از بین بردن احساس ناتوانی در استفاده از این عناصر، به ایجاد حس اعتمادبه‌نفس و استقلال کودک، کمک و او را در رسیدن به بلوغ اجتماعی یاری می­کند؛ توجه به احساسات و استفاده از رویکرد طراحی احساس­گرا و بهره‌گیری از برگه‌های منحنی در طراحی عناصر مبلمان شهری مربوط به کودکان، باعث ترغیب آنان به استفاده بیش‌تر از این عناصر می شود.