آثار تصویرگران کتاب کودک دهه ۴۰ در ایران بر اساس قوانین و اصول ادراک دیداری (مطالعه موردی: آثار تصویرگری مثقالی و زرین کلک)

نویسندگان

1

2 دانشگاه علوم پزشکی اراک

doi
10.22051/jtpva.2022.39314.1386
چکیده

فرایند ادراک دیداری، واجد اصول نظام‌مندی است که می­توانند در بازشناسی آثار هنری مفید واقع شوند. بر این اساس، قوانین گشتالت در یاری رساندن به ذهن انسان در تجزیه و تحلیل آثار تصویرگری کتب کودک نقشی اساسی به عهده دارد. در زمینه­ آثار گرافیکی و تصویرگری کتب کودکان با استفاده از اصول ادراک دیداری و روان­شناسی گشتالت، می‌توان به داده‌های نویافته، مهم و چشم‌گیری دست یافت. هدف از این پژوهش، کشف و شناسایی شایسته و دقیق ظرایف و مختصات تصویرگری کتب کودک است. یک تصویرِ به‌ظاهر ساده نقش بسته بر صفحه کتاب کودکان، دارای ویژگی‌های ساختیِ بسیار متنوع و متعددی است که برای شناخت درست ماهیت آن، می­توان از سنجه­های مطرح در حوزه ادراک دیداری کمک گرفت. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه­ای و اسنادی بوده است. در این پژوهش، از میان هنرمندان تصویرگر کتب کودکان در دهه چهل ایران دو هنرمند با توجه به میزان فعالیت و بهره­گیری ایشان از اصول و قوانین گشتالت، به روش غیر احتمالی از نوع وضعی و هم‌چنین، از بین آثار ایشان یک اثر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­های پژوهش حاکی از آن است قوانین شکل و زمینه، مشابهت، مجاورت، بستار، سرنوشت مشترک و قرینگی بیشترین حضور را در آثار این هنرمندان داشته­اند و هنرمندان از این اصول در ایجاد پرگنانز بالا و بیش‌ترین سطح تاثیرگذاری و تحقق ادراک قوی متناسب با موضوع اثر در ذهن مخاطب بهره گرفته­اند. قوانین امتداد خوب و پیوستگی به دلیل حضور کم و یا کمرنگ در مقایسه با سایر اصول، سطح پرگنانس پایینی را در فرایند ادراک دیداری موارد مطالعاتی این پژوهش ایجاد می‌نمایند.