مواجهه مخاطب با آثار آینه‌کاری منیر شاهرودی فرمانفرمائیان به مثابه خلق پرفورمنس، بر‌اساس نظریه دیکانستراکشن ژاک دریدا

doi
10.22051/jtpva.2022.40962.1439
چکیده

این پژوهش می‌کوشد تا مواجهه مخاطب با آثار آینه‌کاری منیر شاهرودی فرمانفرمائیان را بر ‌اساس نظریه دیکانستراکشن ژاک دریدا تحلیل و تفسیر نماید، و نسبت و رابطه تفسیر واسازانه از این مواجهه و خلق پرفورمنس را نشان دهد، و بر‌‌پایه چیستی و چگونگی این نسبت و رابطه، نقاط اشتراک و تمایز آن‌ها را آشکار سازد. این پژوهش توصیفی و تفسیرگرا، در پیشبرد تحقیق کیفی بر‌پایه مطالعات نظری استوار شده و در روش تجزیه و تحلیل فرآیند مواجهه بر‌اساس استدلال استفهامی مطالعه واسازانه فرآیند عمل نموده که واسازی مفاهیم مخاطب، اثر هنری، مولف، آینه‌کاری، و فاصله زیباشناختی را در پی دارد، و در بخش تطبیق مواجهه و خلق پرفورمنس از استدلال استفهامی و استقرایی بهره گرفته است. بر‌‌‌‌ اساس آن‌چه در مقاله آمده، تحلیل واسازانه مواجهه سبب می شود مفاهیم، باز‌نمود چیزی باشند که هم‌زمان در آن حاضر و غایب هستند؛ و مخاطب را در رویارویی با بلاتکلیف‌ها و تقابل‌های دوگانه قرار دهد، که مخدوش شدن مرزهای قطعیتی آفرینش و خوانش اثر و بازآفرینی مفاهیم مخاطب، مولف و اثر هنری را در فرآیند مواجهه به منزله فضایی تعاملی به همراه دارد. از این‌رو مخاطب کسی است که در مواجهه حضورش منجر به بازآفرینی مفاهیم بر اساس بلاتکلیفی‌ها و تقابل‌های دوگانه برای مخاطب، مولف و اثر هنری می‌شود. مخاطب نه تنها خوانش‌گر اثر است، بلکه تنها با خوانش او در فرآیند مواجهه، اثر شأنیت هنری یافته، و اثر هنری برای او یگانه، متمایز و مرتبط با ویژگی‌ها و بدن‌مندی او و مرتبط با چیدمان مواجهه است.