چالشهای فراروی مبانی تمدن غرب از دیدگاه غرب
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی البرز، کرج، ایران
2 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران
3 استادیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی البرز، کرج، ایران
doi
10.22034/rcdir.2024.190255چکیده
درحالیکه اندیشمندان غربی، با تأکید بر نظریات خطی و نظریۀ «تطور انواع» داروین، معتقد بودند روح کلی حاکم بر جهانیان توانسته به حداکثر ترقی خود برسد و بشر سعادتمند عصر مدرن -بهعنوان ظاهر این روح- به خودآگاهی رسیده است و حتی فوکویاما لیبرالدمکراسی را سرنوشت محتوم جوامع بشری میداند، اما بهمرور چالشهای فراروی تمدن غرب آشکار شد و حتی افرادی چون اشپنگلر، با تمرکز بر سیر دَوَرانی تاریخ، برای تمدن غرب اضمحلال و فروپاشی پیشبینی کردند! سؤال اصلی این پژوهش آن است که: چه بر سر تمدن غرب آمده که اندیشمندان غربی آن را پروژهای ناتمام توصیف کرده و درصدد تحول در مبانی فکری خود برآمدهاند؟ این مقاله بر آن است که این مبانی را برشمرده و چالشهای فراروی آنها را بررسی کند. نوع این مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و با روش کتابخانهای صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد بسیاری از چالشهای تمدن غرب ریشه در مبانی نظری این تمدن دارد. اومانیسم، سکولاریسم، عقلگرایی و علمگرایی -که مبانی لیبرالدمکراسی هستند- موجب بروز چالشهای جدی در تمدن غرب شده است.