گفتمان هویت فرهنگی زنان در فرش دست‌باف دوره قاجار و پهلوی با رویکرد فوکو

نویسندگان

1

2 دانشگاه بوعلی سینا

3

doi
10.22051/jtpva.2021.37169.1327
چکیده

از مسایلی که کم‌تر به آن پرداخته شده‌است، مساله­ هویت فرهنگی زنان در حوزه فرش دست‌باف می‌باشد. از آن­جا که فرش دست‌باف همواره، آمیخته با زندگی زنان بوده‌است، مساله­ اصلی این پژوهش، اعتبار بخشیدن به گفتمان هویت فرهنگی زنان در فرش دست‌باف و مفصل‌بندی عناصر موثر این گفتمان در ایران دوران قاجار موخر و پهلوی اول است. در این پژوهش، با تکیه بر نظریات فوکو، مجموعه گزاره­های تولید کننده­ دانش در حیطه مربوط به زنان و فرش­بافی در دو دوره مذکور مورد بررسی قرار گرفته‌‌است. لذا، زن در ارتباطش با فرش دست‌باف از سه منظر 1) ذهنی؛ 2) عینی و 3) موضوع اثر، مورد تحلیل قرار گرفته‌است و سعی در کشف روابط عناصر مرتبط با زنان و نحوه­ ایجاد معنا و گفتمان در فرش شده‌است. هم‌چنین، هدف از این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که، هویت فرهنگی زنانه در فرش دست‌باف ایرانی در دوران قاجار و پهلوی را چگونه می­توان اعتبار بخشید؟ روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل گفتمان می­باشد. برای تحلیل داده‌ها و رسیدن به پاسخ مساله، از نظریه دیرینه­شناسی میشل فوکو به‌عنوان چارچوب نظری استفاده شده‌است. این روش به سبب وفور مستندات در مورد مشارکت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان در حوزه فرش دست‌باف دوران مزبور، جهت اعتباربخشی و توصیف این گفتمان، اتخاذ شده‌است. نتیجه­ پژوهش، حاکی از آن است که با در نظر گرفتن زنان در موقعیت­های­ سه­گانه ­ذهنی، عینی و موضوع اثر، می­توان به هویت فرهنگی زنان در گفتمان فرش دوران قاجار موخر و پهلوی اول اعتبار بخشید.