سنجش اصالت آثار کپی در هنرهای تجسمی از دیدگاه نظریه نهادی
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
2
3
doi
10.22051/jtpva.2022.40981.1440چکیده
امروزه با گسترش دامنه هنر، شاهد تولید انواع آثار کپی در عرصه هنرهای تجسمی هستیم. از این رو، یافتن راهی برای رد یا قبول این آثار بهعنوان یک اثر هنری، ضروری بهنظر میرسد. مقاله حاضر با هدف دستهبندی انواع آثار کپی و بررسی اصالت هر یک از انواع آنها بر اساس پنج مولفهِ اصلی نظریهِ نهادی، که توسط جورج دیکی نظریهپرداز حوزه فلسفه هنر تدوین شده، انجام شده است. مطالب این پژوهش بهشیوه کتابخانهای گردآوری شده و با روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که، کدام یک از انواع آثار کپی میتوانند در مطابقت با مولفههای اصلی نظریه نهادی اصالت داشته باشند و اثر هنری محسوب شوند. برای دستیابی به نتایج این مطالعه که تجزیهوتحلیل آن به کمک شیوه کیفی انجام شده، آثار کپی در انواع مختلفی چون انواع کیچ، کپیهای بازاری، جعل، هایکپی و همچنین، کپی با اهداف آموزش، مرمت و تکثیر طبقهبندی شد. نتایج حاصل از بررسی هر یک از انواع کپی، بر اساس نظریه نهادی نشان میدهند که تعداد محدودی از انواع آثارِ هایکپی مانند پاستیشها، برخی از انواع کیچ مانند کیچ شیرین، خودکپیبرداری، شماری از آثار کپی مربوط به حوزه پاپآرت و همچنین، مثنیسازیها و مشقهای هنری که بر اثر گذشت زمان یا به واسطه نامدار شدن صاحبانشان در مجموعههای خصوصی یا نهادهای هنری همچون موزهها و گالریها جای گرفته و مورد قبول جامعه هنری واقع شدهاند، از لحاظ هنری اصالت داشته و بقیه انواع کپی، اثر هنری به شمار نمیآیند.