ردیابی تخاصم بنیادین در دو نقاشی امپرسیونیستی (با تکیه بر نظرگاه مارتین هایدگر)

doi
10.22051/jtpva.2022.34540.1321
چکیده

پدیدارشناسی هرمنوتیکی مارتین هایدگر به شکل معناداری بر تاویل تامل می‌کند و ضمن تعریف هستی، از امکان‌های هستی برای به آشکارگی رساندن خود نام می‌برد. یکی از رهگذرهایی که از آن به‌عنوان امکانی که هستی در آن مجال ظهور می‌یابد، یاد می‌شود، هنر است و هایدگر در کتاب سرآغاز کار هنری با گذار از تفکر انتزاعی به شکلی ملموس وارد تاویل نقاشی شده و با زبان شاعرانه خاص خود از پیکار یا تخاصم (Striet)-که تحت عنوان پلوموس از ایده‌های کهن فلسفی است- میان عالم و زمین نام می‌برد که به بهترین نحو در نقاشی متجلی می‌شود. در مقاله پیش‌رو، به تاسی از هایدگر و زبان خاص او، دو نقاشی امپرسیونیستی اثر کلود مونه- مادام مونه و برکه نیلوفر و گل‌های سرخ- انتخاب شده و تلاش شده با مددگیری از پدیدارشناسی هرمنوتیکی تاویلی، حقیقت به‌مثابه کشف وجوه پنهان در آن‌ها مورد تحلیل واقع شود؛ چرا که نقاشی امپرسیونیستی به دلیل برخورداری از دو وجه ظاهری و پنهانی، امکان بررسی و کشف وجوه مستور را به‌خوبی فراهم می‌آورد. این پژوهش در قالب پرسشی بنیادین به ردیابی آرای هایدگر در قالب دو نمونه موردی از نقاشی امپرسیونیستی می‌پردازد و به‌عنوان هدف، سعی در به تصویر کشیدن تخاصم میان عالم و زمین به‌عنوان ایده کلیدی در فلسفه و در اندیشه هایدگر در کتاب سرآغاز کار هنری، در قالب دو نمونه نقاشی دارد. یکی از اهداف ضمنی این مقاله را می‌توان ردیابی نسبت میان پدیدارشناسی و امپرسیونیسم در نگاه کلان‌تر نیز در نظر گرفت.