هنر شهری-هنر عمومی در تطبیقی معناشناسانه (با تاکید بر هنر نیمه دوم سده بیستم)
نویسندگان
1
2 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22051/jtpva.2022.38338.1355چکیده
هنر فضاهای عمومی شهر در دوره پستمدرن به علت رویکردهای نوین هنرمندان در شهر، ارتباط آن با نهادهای شهری و مخاطبان گسترده، رویکردهای متنوعی در حوزه آثار و آرای نظریهپردازان دنبال کرده است. به نظر میرسد، اختلاط دو عرصه هنر عمومی و هنر شهری و نسبتهای معنایی مولفههایی چون مخاطبان- شهروندان، شهر- فضاهای عمومی و نهادها- هنرمندان، علیرغم مشابهت معنایی در مولفههای بنیادین، متفاوت با یکدیگر است. هدف از این پژوهش، تعین معنایی و واکاوی وجوه افتراق و اشتراک دو حیطه هنر عمومی و شهری است؛ لذا، با مرور مولفههای تاریخی، چرایی و چگونگی آغاز گفتمان عمومیت هنر در شهر بررسی میشود، اشتراک و افتراق آنها در دو واژه عمومی و شهری واکاوی میشود و مولفههای معنایی مشترک آن در دو حوزه مخاطب- مکان و هنرمند- نهادها به پرسش گرفته میشود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است؛ لذا، با جستجوی تاریخی مباحث هنر عمومی و واژهشناسی عمومی و شهری به مولفههای بنیادین آن ذیل آثار این حوزه پرداخته میشود. پژوهشها نشان میدهند، علیرغم گستردگی اصطلاح هنر عمومی در دوران پسامدرن و اطلاق لفظ عمومی به آثاری که در حیطه منظر شهری خلق شدهاند، چیستی مولفههای بنیادین این دو حوزه با یکدیگر متفاوت است. آنچه در هنر عمومی در نسبت با مخاطبان عامه تعین مییابد، در هنر شهری در نسبت با شهروندان آن هویت مییابد. در هنر عمومی، اولویتها در نسبتهای هنرمندمحور و مخاطبگرا درک میشوند؛ درحالیکه در هنر شهری این نسبتها در اولویت با مکان شهر و ذیل مخاطبِ شهروند معنا مییابند.