تجربه زیسته معلمان مطالعات اجتماعی از بیگانگی تربیتی نوجوانان نسبت به درس مطالعات اجتماعی: یک مطالعه پدیدارشناسانه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج
doi
10.22034/jcs.2025.400061.2084چکیده
بیگانگی تربیتی مساله دوران جدید است و از این رو، هدف پژوهش حاضر واکاوی تجارب زیسته معلمان از بیگانگی تربیتی نوجوانان نسبت به درس مطالعات اجتماعی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. با استفاده از نمونهگیری هدفمند، از بین معلمان دوره دوم متوسطه شهر اصفهان با شرط معیار حداقل 10 سال تجربه معلمی در تدریس مطالعات اجتماعی، تعداد 15 معلم انتخاب و بر اساس معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و اشباع دادهها حاصل شد. با بکارگیری روش اپوخه، تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون و بر اساس الگوی کلایزی انجام شد. پس از استخراج موضوعی و طبقهبندی آنها، یافتهها در 6 مضمون اصلی و 9مضمون فرعی تقسیمبندی شدند. با ترکیب توصیفها، بینشی که از پژوهش حاضر به دست آمد (جوهره پدیده) این بود که حل مساله بیگانگی تربیتی از درس مطالعات اجتماعی نیازمند تدوین محتوایی واقعگرایانه و تاملی است.