مشخصههای زنانهنویسی در ادبیات داستانی با نگاهی به رمان «سگ و زمستان بلند» شهرنوش پارسیپور بر اساس سبکشناسی فمینیستی سارا میلز
نویسندگان
1 مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، دانشجوی دکتری واحد تهران مرکزی
doi
10.48308/hlit.2020.98957چکیده
زنانهنویسی، یکی از مباحث مورد توجه پژوهشگران متون ادبی و سبکشناسان است که به سوالهایی از قبیل زنانهنویسی چیست و چه مشخصههایی دارد، میپردازد. در این زمینه«سارا میلز» الگویی بر اساس «سبکشناسی فمینیستی» که از جمله رویکردهای فرهنگی-اجتماعی دانش سبکشناسی است ارائه داده است و این اصطلاح را فشردهترین تعبیر برای بررسی و تحلیل موضوع فمینیسم با استفاده از روشهای زبانشناختی و تجزیه و تحلیل زبانی در متون دانسته است. در پژوهش حاضر به این پرسش پاسخ میدهیم که مشخصههای زنانهنویسی چیست و در رمان مورد بحث چگونه نمود پیدا میکند. میلز معتقد است نویسندگان زن، گزینههای متفاوت زبانی را در ساختار و محتوای آثارشان با تاثیرپذیری از ویژگیهای زنانه، عواطف و دیدگاههای زنانه به کار میبرند که در تحلیل زبانی باید به سه سطح تحلیل بر اساس واژگان، جملات و گفتمان توجه داشت. در سطح واژگان باید به واژگان بیانگر حالات و عواطف زنان، تعابیر زنانه، تعدد شخصیتهای زن و رنگواژهها؛ در سطح جملات به جملههای ساده، توصیفی، کوتاه؛ و در سطح گفتمان به عناصر مهم داستان از جمله، پیرنگ، شخصیت، زاویۀ دید، لحن، درونمایه و راوی پرداخت. لذا این نوشتار بر مبنای سبکشناسی عملی و با روش توصیفی-کتابخانهای انجام گرفت و رمان «سگ و زمستان بلند» اثر شهرنوش پارسیپور، به عنوان نمونهای از متون شاخص ادبیات داستانی معاصر ایران، با توجه به الگوی میلز در سه سطح مذکور بررسی شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که مشخصههای زنانهنویسی در اثر مذکور با بهرهگیری از این موارد نمایان است: در سطح واژگان استفاده از تعابیر زنانه، تعدد شخصیتهای زن، کاربرد رنگواژهها و بسامد بالای آنها؛ در سطح جملات به کارگیری جملات کوتاه، توصیفی، خبری و جزئینگری. در سطح گفتمان، زوایۀ دید اوّل شخص ناظر، لحن مودبانه، روای زن، شخصیت اصلی پویا و درونمایهای با اندیشههای فمینیستی.