پدیدارشناسی نشانههای برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 گروه روشها و برنامههای آموزشی و درسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه روش ها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربینی، دانشگاه تهران
4 دانشیار بخش تخصصی پژوهش و سنجش؛ دانشکده روان شناسی و علومتربیتی؛ دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jcs.2025.462617.2286چکیده
پژوهش حاضر با هدف پدیدارشناسی نشانههای برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش، پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکتکنندگان شامل ۶۱ نفر از معلمان، دانشآموزان، والدین و متخصصان آموزش و پرورش دوره ابتدایی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد و گردآوری تا مرحله اشباع دادهها ادامه یافت. جهت تحلیل، روش کدگذاری و مقولهبندی بهکار گرفته شد. تحلیل یافتهها به شناسایی ۵ مضمون و ۱۳ مقوله منجر گردید. نتایج پژوهش حاکی از این بود که متراکم شدن محتوا از لحاظ حجم، چگالی، دشواری و ابهام، کمبود زمان ناشی از توزیع نامتوازن و کم بودن روزهای آموزش، قربانی شدن برخی دروس به بهای توجه به درسهای دیگر، نتایج ضعیف پیشرفت تحصیلی و نارضایتی ذینفعان در اثر فشار کاری، دلزدگی و تحمیل هزینههای آموزش بر والدین، نشانههایی از وجود تراکم در برنامه درسی دوره ابتدایی ایران است.