تمدن نوین اسلامی؛ تفکرفازیِ A و غیر A
نویسندگان
1 استاد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
طرح موضوع تمدن نوین اسلامی، درواقع نشانگر وحدت نظری است که بین ملتهای مسلمان و مستضعفان جهان، در تقابل با حصرگرایی جهان استکبار، به منصه ظهور رسیده و حضور مقتدرانه چنین تمدنی در تمام معادلات جهانی، حاکی از وجود عالمانه آن است. مؤلفههای این تمدن با این بنیان که نگاه تکقطبیِ صفر و یک در هیچیک از ساحتهای ماورایی و اینجهانی، قابل قبول نیست و با تکیه بر تفکر A و غیر A، تمدن مبتنی بر جهان مادۀ غربی را نیز مردود نمیشمارد و معتقد است که تفکر فازی و قانون چندارزشی در این جهان، توسط خدای هستی به ودیعت نهاده شده است. اینکه دولتها و ملتها و تمدنها، یا با ما هستند و یا برضد ما، اینکه دولتها و ملتها، یا تحت سیطرۀ ما هستند یا محکوم به نابودی، یعنی A یا غیر A، در تمدن نوین اسلامی جایگاهی ندارد. اولین مؤلفه این تمدن، عنصر حکمت و دانایی است؛ چراکه بنیان آموزههای اسلام بر حکمت است: «مَن یُؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کثِیراً» (بقره: 269). مؤلفه انسان ولی نه انسانِ سکولار و بریده از خدا، بلکه خلیفۀ خدا و با اندیشۀ فازی و با کارویژههای فرعی چون مقولۀ آزادی، کرامت، جاودانگی، عدالت و امنیت در این تمدن، بسیار مهم است. نوع نگاه به جهان و هستی و جان جهان یعنی خداوند و تزریق عنصر تشکیکی و ذومراتبی در جهانشناسی فازی، از واجبالوجود بهعنوان فعلیت محض تا ماده اولیه که فعلیتی جز عدم فعلیت نیست، دیگر مؤلفه مهم این تمدن است. هدفمند بودن هستی به اینکه عالَم، حاصل تضاد تصادفی ماده بیجان و بیشعور نیست و هدفی در خلقت عالم بهویژه شاهکار خلقت، انسان، وجود دارد و بدون داشتن نظریهای مناسب درباره معناداری عالَمِ هستی، نمیتوان به گونۀ مناسبی، انسان و شرایط زندگی مناسب او را مورد توجه قرار داد، در این تمدن اساسی است. جامعنگری به همه امور هستی و مراتب وجودی انسان مد نظر است. حذف یک یا چند بعد از ابعاد وجودیِ وی و گرایش به تکساحتگروی و فروکاهشگرایی، ظلم به انسان است؛ یعنی روششناسی صفر و یک غربِ امروز در نظام هندسی فازی بهشدت محکوم است. عدالت و صلحِ مبتنی بر عدالت از دیگر مؤلفههاست. عدالت امری تابع دین و برگرفته از دین نیست، بلکه خود، مفهومی مطلق و مستقل است و صلح نیز چنین است و تحقق عملیِ این دو در تمدن نوین اسلامی، توأمان صورت میگیرد و در صورت جداییِ آنها از یکدیگر، نه صلح میماند و نه عدالت. ازآنجاکه شاکله تمدنها به انسانهای مختاری وابسته است که با تربیت صحیح و بنیادین و اصولی، خود را شریک فرازوفرودهای این تمدن میدانند، مردمسالاری در تمدن نوین اسلامی، اساس و علاوه بر سه مؤلفه مهم عقلانیت، عدالت و قانون، دیانت از شاخصههای آن است و بهتبع، آزادی و کرامت انسانی بر اساس عقل و تقوا نیز در پازل بزرگ این تمدن معنا مییابد و حقیقت آزادی در چهارچوب عقلانیت دینی با دو رکن عصیان و تمرّد و تسلیم و انقیاد عالمانه تحقق میپذیرد. سبک زندگی و در محوریت آن، خانواده بهعنوان شاکله انسانیِ تمدن، بسیار مهم است. تلازم همشگیِ عمل با نظر و عقل و نقل نیز از مؤلفههای تمدن نوین اسلامی منظور شده است. در مجموعِ هندسه معرفتیِ تمدن نوین اسلامی، رویکرد حصرگرا و یکبعدینگر، مردود و رویکرد جامعنگر با دو ویژگی پویایی و پایایی حاکم است.