نقد مفاهیم بنیادین نظریه نهادی، جرج دیکی ماهیت اثر هنری شی مصنوع جهان هنر

نویسندگان

1

2 دانشگاه سمنان

3 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22051/jtpva.2019.24470.1019
چکیده

جرج دیکی با طرح بستر اجتماعی ـ فرهنگی در نظریه نهادی ، تعریف بدیعی در معرفت هنر ارائه می دهد. طرح چنین دیدگاهی راه را برای ورود بسیاری آثار پیش ساخته و حاضر_آماده به حیطه هنر می گشاید .در این راستا بسیاری از جنبش های هنری دوران پست مدرن قابل ارزیابی وتحلیل می شود. اما در این پژوهش قصد بر آن است تا مفاهیم بنیادین نظریه نهادی دیکی ، از جمله ماهیت اثر هنری ،شیء مصنوع و جهان هنر به چالش کشیده شود. جرج دیکی در آرای خود جهان هنر را شامل اعضایی چون فیلسوفان هنر ،مدرسان هنر، هنرمندان و... می‌داند که می‌توانند با اعطای شأن هنری به یک اثر، آنرا تبدیل به اثر هنری کنند اما معیارهای شاخص برای جهان هنر که صلاحیت اعطای شأن هنری به اثر را دارند چیست؟ از سویی شیء مصنوع ، ماهیت یک اثر هنری را شکل می‌دهد اما با بررسی آرای دیکی تعریف واضحی از شی مصنوع به دست نمی آید ، با روش تحقیق توصیفی_ تحلیلی این مقاله ،به نظر می رسد چنین مولفه هایی در نظریه نهادی دیکی دارای ابهامات فراوانی است . روشن نبودن مولفه های مذکور ، از سویی هنر را بعنوان یک نهاد اجتماعی به چالش می کشاند و از سوی دیگر نمی تواند تعریف جامعی ازهنر ارائه دهد.