بررسی ساختار بصری آثار موسوم به شام واپسین و تأثیر پذیری آن از پارودی
نویسندگان
doi
10.22051/jtpva.2018.3984چکیده
هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی و مقایسه ساختار بصری آثاری است که بعد از مسیحیت طی قرون متمادی، با موضوع شام واپسین یا شام آخر زیر چتر سبکها و شیوههای متعدد شکل میگیرد، و بسیار از «پارودی» یا «نقیضه» تأثیر میپذیرد. در این پژوهش سعی شده است، تا ابتدا به پرسش اصلی این تحقیق پاسخ داده شود که، آیا انتخاب موضوع شام واپسین توسط هنرمندان تنها به اوج دوران مسیحیت و توجه به امور مذهبی برمیگردد یا اینکه نقاشان، چاپگران و عکاسان در دوران افول مسایل دینی نیز به این مهم میپردازند؟ و آیا برگزیدن این موضوع توسط هنرمندان سراسر جهان به برداشتی یگانه منجر میشود یا با توجه به دیدگاههای فرهنگی و اجتماعی گوناگون و سودجستن از ُسنن و آداب و رسوم متعدد، به نظریات و رویکردهای مختلف راه میگشاید؟ بهعنوان یافتههای این پژوهش میتوان چنین اظهار کرد که با گذشت زمان و سپری شدن قرون متمادی از یکسو، و با توجه به گونهگونگی فرهنگها، جوامع بشری، تغییر و تحولات تکنیکی از دیگر سو، این موضوع دستخوش تغییرات شگرفی میشود که در بسیاری از قرون گذشته مطرح نبوده است؛ و متعاقباً در این گونه آثار، تفاوتها و همسانیهای قابل توجهی دیده میشود که جای واکاوی و تعمق دارد. سرانجام بهعنوان نتیجه حاصل شده، باید گفت که ابتدا، این موضوع از رویکردی کاملاً قدسی و مذهبی سرچشمه گرفته است؛ اما بعدها با بهرهگیری از دستاورد های «پارودی» و برداشتهای طنزآلود و ُمضحک، این موضوع جدی و عمیق مذهبی، به نگاهی پارادوکسال (متناقص و خلاف عقیده عمومی) تبدیل شده است؛ در واقع، استفاده از پارودی یا به دیگر سخن، نقیضه، همیشه برای بهطنز کشیدن و نفی ارزشهای آثار مطروحه نبوده است؛ بلکه گاهی هنرمندان از پارودی در قالب تراژدی و ُکمدی، برای بیداری و آگاهسازی جامعه استفاده کردهاند. در این پژوهش، روش تحقیق اتخاذ شده، توصیفی، تحلیلی- تطبیقی است؛ و گردآوری منابع کتابخانهای بوده، و در برخی موارد از مآخذ و سرچشمههای اینترنتی معتبر نیز استفاده شده است.