الگوی مابعدالطبیعی سازی در تطور تاریخی دیدگاه مفسران در تفسیر «الله نور السموات و الارض»
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
doi
10.30473/quran.2017.4708چکیده
اطلاق نور بر خدا در آیه 35 سوره نور مسأله ناسازگاری آن با تنزیه الهی را به میان آورده است. مسأله این تحقیق بررسی تاریخی دیدگاه مفسران جهت کشف الگویِ تطور دیدگاهها و مبانی آنها است. مفسران تا قرن 5 مسأله ناسازگاری را با تفسیرهای مجازانگارانه و استعارهنگر حل کردهاند. تلاش برای تفسیر حقیقیتانگارانه اطلاق نور بر خدا از قرن پنجم با آراء کسانی مانند ثعلبی و عبدالقاهر جرجانی آغاز میشود. این تلاش به دست مفسران عرفانی و فلسفی مشرب چون غزالی، میبدی، سهرودی، ابن عربی و ملاصدرا مبانی هستیشناختی مییابد. مدل رایج در تفسیر حقیقتانگارانه، مابعدالطبیعی سازی مفهوم نور است. در این فرآیند، با تحلیل مفهوم عرفی نور به دو بخش هسته -معنای حقیقی- و پوسته – معنای ظاهری- مفهوم آشکار بودن و آشکار کردن غیر، بهعنوان مفهوم اصلی و هستهای نور دانسته میشود. بر این اساس دایره شمول مفهوم حسی گستردهتر میگردد و شامل دیگر مصادیق اعم از حسی و غیر حسی میشود. در گام بعد، حقیقت نور دارای مراتب لحاظ میگردد و خدای متعال بهعنوان بالاترین مرتبه نور مطرح میشود که دیگر مراتب در نسبت با او مجازی بیش نیستند. در این پژوهش با مطالعه تاریخی تفسیر صدر آیه نور میتوان به مراحل تکامل فرآیند مابعدالطبیعی سازی مفهوم نور دست یافت.