تحلیل گروههای مشارکتی در بستر ویژگیهای جمعیتشناختی آبخیز بنچله استان کرمانشاه
نویسندگان
1 مربی گروه مهندسی و فناوری کشاورزی، دانشگاه پیـام نور، تهران، ایران
2 استاد گروه آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
3 استادیار گروه آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22092/wmrj.2025.369261.1620چکیده
مقدمه و هدفحکمرانی پایدار منابعطبیعی مجموعه ای از کنش و واکنش های اجتماعی نهادی محلی تمام سودبران آبخیزنشینان است. این رویکرد با فراهم آوردن محیط مناسب برای ارائه الگوهای فرایندهای مشارکتی، بستر مناسبی برای تقویت جامعه هدف در کنار دولت و بخش خصوصی بهشمار می آید. با توجه به پیچیدگی مسائل مربوط به منابعطبیعی، اداره آن به شیوة مطلق جوابگوی مشکلات موجود نیست؛ به این دلیل در سالهای گذشته رویکردهای بیشماری در این زمینه ارائهشده است که ازجمله مهمترین رویکردها می توان به اهمیت نقش مشارکت جامعه محلی در کنار حکمرانی پایدار اشاره کرد. زیرا، با بررسی نقش مشارکت در دسترس مرتعداران و ارتباط میان آنها زمینه لازم برای تعیین خطمشی کارآمد به منظور ارتقای سطح مشارکت اِرادی مرتعداران فراهم میآید. پایداری برنامههای مدیریت آبخیز به مشارکت فعال آبخیزنشینان در فعالیتهای برنامهریزی و اجرا بستگی دارد. افزونبراین، بررسی ویژگیهای جمعیتی هر آبخیز بهعنوان یکی از عاملهای مؤثر بر مشارکت آبخیزنشینان، اهمیت دارد. ازاینرو، این پژوهش با هدف بررسی عاملهای جمعیتشناختی بهعنوان یکی از عاملهای مؤثر بر مشارکت آبخیزنشینان، در آبخیز بنچله کرمانشاه که نشاندهندة تفاوت اهداف مدیریت مرتع در میان سودبران بود، اجرا شد. و نیز افزون بر این، اندازه مشارکت مرتعداران در دستیابی به اهداف مشخصی از مدیریت مراتع نیز بررسی شد.مواد و روشهااین پژوهش از دیدگاه هدف، کاربردی و از دیدگاه روش پژوهش در دستة پژوهشهای توصیفی-پیمایشی و از دیدگاه ماهیت داده ها، در دسته پژوهشهای کمی بود. جامعه هدف شامل بهره برداران محدوده عرفی آبخیز بنچله بودند. جامعه آماری مد نظر در این پژوهش به تعداد 569 سرپرست خانوار بود. حجم نمونه این پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 229 سرپرست خانوار متشکل از زن و مرد تعیین شد. بهمنظور انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی استفاده شد. ابزار استفادهشده در این روش برای گردآوری دادهها و اطلاعات، پرسشنامه بود. روایی پرسشنامه بر اساس دیدگاه متخصصان و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد (آلفا بزرگتر از 0/7). تجزیه و تحلیل دادهها بهوسیلة نرمافزار SPSS نسخه 26 انجام شد. گویههای مشارکتی در این پژوهش با اهداف مهار رواناب و مهار سیلاب، پیشگیری از فرسایش خاک و هدایت آب به سطح سفرههای آب زیرزمینی در آبخیز بنچله تعیین شدند. پرسش ها بر محور متغیرهای جمعیتی متمرکز بودند که بر متغیر مشارکت آبخیزنشینان تأثیرگذار بودند. در بخش تجزیه و تحلیل اطلاعات جمعآوری شده، از آماره توصیفی میانگین و آماره های استنباطی پیرسون، اسپیرمن و کروسکالوالیس استفاده شد. بهطوریکه برای بررسی رابطه میان متغیرهای سن، درآمد، سابقه آبخیزداری، بُعد خانوار، فاصله آبخیز از محل زندگی و تحصیلات از آماره پیرسون و برای بررسی رابطه میان متغیر جنسیّت با اندازه مشارکت از آزمون اسپیرمن استفاده شد. همچنین، برای بررسی رابطه میان سطوح مختلف متغیرها بر مبنای اندازه مشارکت آنها از آماره خیدو استفاده شد.نتایج و بحثنتایج بهدست آمده از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه میان متغیرهای سن، درآمد، فاصله آبخیزنشینان از محل طرح، سابقه آبخیزداری و بُعد خانوار با مشارکت آبخیزنشینان، مثبت و معنیدار بود. نتایج بهدستآمده از آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطه متغیر جنسیّت با مشارکت افراد در آبخیز بنچله، معنادار نبود. نتایج بهدستآمده از آزمون کروسکالوالیس نشان داد که بهجز متغیر جنسیّت رابطه میان دیگر متغیرهای سن، درآمد سالانه، سابقه آبخیزداری، سطح تحصیلات، فاصله آبخیز از محل زندگی و بُعد خانوار با مشارکت معنادار بود. نتایج بهدستآمده از آزمون کروسکال والیس نشان داد که تفاوت مشارکت در میان 12 روستای پژوهششده معنیدار بود. بیشترین میانگین مشارکت مربوط به روستاهای بابا عزیز (51/11) و کمترین اندازه مشارکت مربوط به روستاهای گلسفید (23/9) بود. بر پایة نتایج این پژوهش، بررسی عاملهای مختلف جمعیّتی در ارزیابی سطح مشارکت آبخیزنشینان ضروری خواهد بود. نتایج بیانگر آن بود که افراد با سطح سواد کمتر بهدلیل وابستگی معیشتی بیشتر به آبخیزها تمایل بیشتری نیز به مشارکت در اجرای طرحهای حفاظتی داشتند. با افزایش بُعد خانوار و بهبود وضعیت معیشتی خانوار، تمایل به مشارکت در طرحهای حفاظت از منابع آب و خاک و بهرهمندی از مزایای آن نیز افزایش خواهد یافت. بر اساس نتایج این پژوهش عامل جنسیّت پیشبینیکننده مؤثری برای مشارکت افراد در طرحهای مدیریتی منابعطبیعی معرفی نشد.نتیجهگیری و پیشنهادها اهمیت آبخیزداری بهعنوان رویکردی جامعنگرانه در مدیریت پایدار منابع آب و خاک در زمینههای آبخیزداری است. در این میان عاملهای جمعیّتی از مهمترین عاملهای مؤثر بر مشارکت بهشمار میآیند. در ایران یکی از راههای دستیابی به پایداری و بهرهبرداری اصولی جامعه از آبخیزها، بررسی ویژگیهای جمعیتشناختی است. عاملهای جمعیّتی شاکله اصلی رفتار جامعه در برابر منابع آب و خاک را تشکیل میدهند. از سوی دیگر، رفتار افراد در آبخیز نیز ضامن سلامت آبخیز خواهد بود. بهجز عامل جنسیّت، اثر عاملهای گوناگون جمعیّتی ازجمله سن، سابقه آبخیزداری، درآمد سالانه، سطح تحصیلات، بُعد خانوار و فاصله آبخیزنشینان از آبخیز، بر مشارکت متفاوت بود. این تفاوت بیشتر بهدلیل درک منابع آب و خاک و وضعیت معیشتی جامعههای محلی بود. ازاینرو، پیشنهاد میشود جدا از شرایط اقتصادی و اجتماعی باید برای همه قشرها در آبخیز بنچله استان کرمانشاه، برنامههای آموزشی تعریف شود. ازاینرو، پیشنهاد میشود که منابع درآمدی متنوعی برای جامعههای هدف فراهم شود و بهمنظور مشارکت فعالانه جامعه در برنامههای حفاظت از منابع آب و خاک، آموزش کارآمد و بستههای حمایتی مالی در اختیار گروههای مختلف آبخیزنشینان قرار بگیرد.