بررسی مدت زمان استفاده از اسفنجهای پروژستروندار همراه با تزریق هورمونهای استرادیول و eCG بر عملکرد تولیدمثلی در گوسفند
نویسندگان
1 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
2 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
doi
10.22067/ijasr.2022.75088.1066چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی عملکرد تولیدمثلی میشهای بومی شهرستان خانمیرزا در دو فصل تولیدمثلی و غیر تولیدمثلی، با برنامههای کوتاهمدت و بلندمدت همزمانسازی فحلی به همراه تزریق استرادیول و eCG بود. آزمایش در دو دوره و با دو گروه مجزای 400 رأسی از میشها (دو تا پنج سال و میانگین وزنی 5/2±45 کیلوگرم) در قالب چهار گروه آزمایشی 100 رأسی انجام شد. در گروه اول یا شاهد هیچگونه برنامه همزمانسازی انجام نشد. گروههای آزمایشی دوم و سوم، تیمارهای کوتاهمدت استفاده از اسفنج پروژسترونی بهمدت 12 روز بودند. در تیمارهای دوم و سوم در روز اسفنجبرداری بهترتیب یک میلیگرم استرادیول بنزوات و 400 واحد بینالمللی eCG بهطور عضلانی تزریق شد. در تیمار چهارم یا تیمار بلندمدت-eCG، میشها بهمدت 14 روز تیمار پروژسترونی را دریافت کرده و در روز اسفنجبرداری 400 واحد بینالمللی eCG بهطور عضلانی به آنها تزریق شد. نتایج نشان داد که کاهش طول مدت تیمار با اسفنج پروژسترونی، در هر دو دوره آزمایش، منجر به کاهش معنیدار نرخ پاسخ فحلی گردید، ولی بر سایر فراسنجههای تولیدمثلی تأثیر معنیداری نداشت. صرف نظر از فصل، تزریق استرادیول بهجای eCG در روز اسفنجبرداری، ضمن افزایش نرخ پاسخ فحلی میشها، منجر به افزایش شدید نرخ بازگشت به فحلی و کاهش معنیدار درصد میشهای آبستن، میشهای زایمان کرده و نرخ برهزایی میشها گردید. بنابراین، در طول هر دو فصل تولیدمثلی و غیر تولیدمثلی، تیمار کوتاهمدت پروژسترونی (12 روز) و همچنین تزریق استرادیول بنزوات بهجای eCG برای همزمانسازی فحلی میشها قابل توصیه نمیباشد.