شناسایی ردپای تلفیق در فعالیت های تربیتی نومعلمان دوره ابتدایی؛ یک مطالعه پدیدارشناسی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری تخصصی برنامهریزی درسی، دانشکده روانشناسی و علومتربیتی، دانشگاه تهران، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشکده رونشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
doi
10.22034/jcs.2023.180205چکیده
هدف مقاله حاضر شناسایی نحوه کاربرد تلفیق و شیوههای آن در فعالیتهای تربیتی نومعلمان دوره ابتدایی است. این پژوش با رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. شرکتکنندگان آن از میان دانش آموختگان رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان مشهد بودند که 17 نفر از آنان به طور هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختارمند و جهت تحلیل و اعتباریابی دادههای پژوهش از روش هفت مرحلهای کلایزی و روش لینکلن و گوبا استفاده شد. در مجموع، سه بعد (تلفیق مواد درسی مختلف، تلفیق مواد درسی با محیط زندگی و تلفیق مواد درسی با بازی)، نه مضمون اصلی و 29 مضمون فرعی شناسایی شد. نتایج نشان داد که نومعلمان از طریق مدنظر قرار دادن ارتباطات عمودی و افقی، مواد درسی مختلف را با یکدیگر تلفیق میکنند. از طریق مرتبط ساختن آموزههای کلاس درس با زندگی روزمره نیز امکان ترکیب اهداف درسی با حقایق زندگی را فراهم آورده و از طرفی با محور قرار دادن بازی در تدریس، واحدهای یادگیری را به صورت ترکیبی ارائه میکنند تا تحقق مقاصد آموزشی را تسهیل کنند.