الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطالعات برنامه درسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریه، تربت، ایران

2 دانشیار مطالعات برنامه درسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریه، تربت، ایران

3 استادیار فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه تهران، دانشکده علوم تربیتی، تهران، ایران

4 استادیار مطالعات برنامه درسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریه، تربت، ایران

doi
10.22034/jcs.2024.189613
چکیده

هدف مقاله حاضر بررسی الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه­های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده­ بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره دوم مقطع ابتدایی که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاک ‌محور انتخاب شدند. داده­ها از طریق مصاحبه­ نیمه‌ساختار‌یافته با شانزده نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی اداره آموزش و پرورش شهر اصفهان به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان‌دهنده­ بیست و هفت مفهوم محوری است که در قالب مدل پارادیمی شامل ضعف نگاه علمی به بهزیستی در برنامه درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (طراحی و تدوین نامناسب برنامه­های درسی، نگاه غیرعلمی به بهزیستی در برنامه­های درسی و ضعف نیازسنجی)، عوامل زمینه­ای (خانواده و بستر اجتماعی، بافت فرهنگی مدرسه، همسالان و گروه­های دوستی و بسترهای ارتباطی و تعاملی)، شرایط مداخله­­ای تسهیل‏گر (امکانات اوقات فراغت، نشاط در مدرسه و امید به آینده)، شرایط مداخله­گر محدودکننده (چالش­های خانوادگی، سازمانی و فردی)، راهبردها (تجدید رویکرد برنامه­ریزی، اجرای مناسب برنامه­های درسی، بهبود زمینه­های برنامه درسی کسب شده، برنامه درسی مدرسه محور و برنامه درسی والدین) و پیامد (دلزدگی تحصیلی و عدم توجه به بهزیستی) سازمان یافت.