ارزیابی اثر خصوصیات ریخت شناسی و فیزیولوژیک ساقه بر خوابیدگی بوته در 12 ژنوتیپ برنج
نویسندگان
1 استاد گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت - ایران
2 دانشیار بخش فنی و مهندسی، موسسه تحقیقات برنج کشور، رشت - ایران
3 دانشجوی دکتری زراعت، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان، رشت - ایران
4 استادیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت - ایران
doi
10.22059/jci.2016.56557چکیده
بهمنظور ارزیابی صفات مورفولوژیک مرتبط با خوابیدگی بوتهو محتوای کربوهیدراتهای ساقه در ارقام بومی و اصلاح شده برنج، آزمایشی در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) طی سالهای زراعی 1391 و 1392 اجرا شد. ژنوتیپهای برنج شامل سه رقم بومی (‘هاشمی’، ‘علیکاظمی’ و ‘سنگ جو’)، شش رقم اصلاح شده (‘خزر’، ‘سپیدرود’، ‘کادوس’، ‘گوهر’، ‘درفک’ و ‘دیلم’) و سه لاین امیدبخش (831، 841 و 416) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقاومت به شکستگی میانگرههای سوم و چهارم مربوط به رقم اصلاح شده ‘خزر’ بود. بهعلاوه همبستگی مثبت و معنیداری بین متوسط قطر میانگره، نسبت وزن به طول میانگرهها و محتوای کربوهیدراتهای غیرمحلول ساقه با مقاومت به شکستگی میانگره سوم و چهارم وجود داشت. همچنین، بین تعداد سلولهای پارانشیمی با محتوای کربوهیدراتهای غیرمحلول در دو مرحله گردهافشانی و رسیدگی همبستگی مثبت و معنیداری مشاهده شد. از سوی دیگر، بین کارایی انتقال مجدد کربوهیدراتها با مقاومت به شکستگی میانگره همبستگی منفی و معنیداری وجود داشت. نتایج تجزیه به عاملها، صفات را در دو گروه مجزا قرار داد. عامل اول به عنوان عامل مقاومت به خوابیدگی نامگذاری و 01/71 درصد از کل واریانس دادهها را شامل شد. عامل دوم با دارا بودن 74/19 درصد از کل واریانس دادهها به عنوان عامل مورفولوژیک حساسیت به خوابیدگی نامگذاری شد. براساس نتایج تحقیق حاضر، به نظر میرسد که قطر متوسط میانگره، ضخامت میانگره و نسبت وزن به طول میانگرههای سوم و چهارم و همچنین خصوصیات شیمیایی ساقه نقش اصلی در مقاومت به خوابیدگی بوته برنج ایفا میکنند.