بررسی عملکرد طوق، آبپایه و ترکیب آنها در کنترل آبشستگی پایه پل استوانه‌ای

نویسندگان

1 دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه اراک

doi
چکیده

یکی از مهم­ترین عوامل تخریب سازه­های رودخانه­ای، ایجاد فرسایش در فونداسیون پایه­ای شکل آن­ها است. با گسترش کنترل نشده این پدیده، چاله آبشستگی سبب تضعیف فونداسیون و در نتیجه ایجاد تهدید برای کل سازه خواهد شد. در این تحقیق به منظور بررسی عملکرد راهکارهای کنترل آبشستگی پایه پل، روش­های آبپایه، طوق و سپس ترکیب آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی به صورت آزمایشگاهی برای پایه استوانه­ای در شرایط آب زلال صورت گرفت. بر اساس توصیه­های منتج از تحقیقات مرور شده، آبپایه مماس بر وجه پایین­دست پایه، هم عرض کانال، به صورت عمود از کف تا تراز رسوبات و طوق دایره­ای با قطر خارجی 3 برابر پل، در تراز بستر نصب شد. در روش ترکیبی نیز از ادغام دو راهکار قبل به طوری که آبپایه مماس بر پایین­دست طوق شود، استفاده گردید. مقایسه راهکارها با آزمایش شاهد نشان داد طوق سبب افزایش زمان تعادل شده­، اما آبپایه این زمان را کاهش داده است. در روش ترکیبی زمان تعادل، مابین زمان تعادل هر راهکار به تنهایی و تقریباً مشابه با آزمایش شاهد گردید. در کاهش عمق حداکثر آبشستگی، بهترین عملکرد مربوط به ترکیب طوق و آبپایه، سپس طوق و بعد از آن آبپایه به ترتیب با 75، 65 و 20 درصد کاهش در کل رودخانه و 100، 90 و 20 درصد کاهش در مجاور پل بود. طوق و روش ترکیبی توانسته­اند اثرات تغییر تراز بستر را در محدوده پل کاملاً بهبود دهند.