تحلیل زیباییشناسی دریافت در رمانهای دالان بهشت و پاییز فصل آخر سال است با دیدگاه ادبیات زنمحوری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22059/jsal.2023.356753.666228چکیده
مطالعۀ آثار ادبی منطبق با نظریههای ادبی از کاربردیترین شیوههای نقد نو است که برای مخاطبان، منجر به تولید معنا میشود. در بستر این مطالعات، آثار ادبی به ابزاری برای انعکاس اوضاع و احوال جامعه تبدیل میشوند و از این طریق به افزایش سطح آگاهی و شناخت اجتماعی مخاطبان خود یاری میرسانند. نظریۀ زیباییشناسی دریافت از نظریههای روایتشناسی مطرح است. این نظریه، کنش متن را موجد افق انتظار ادبی در خواننده میداند که نتیجۀ تولید اثر است. در این رابطه افقهای اجتماعی، مخاطب را بهسوی اثر جلب میکند. درواقع الگوهای جمعی موجود در ذهن مخاطب، چارچوب فکری اوست که تحت تأثیر شرایط مسلّط بر جامعه است و در کنار افق هنری اثر، در تداوم خوانش آن اثر، عاملی تعیینکننده محسوب میشود. پژوهش حاضر با مطالعۀ کیفی و با روش تحلیل مضمون به بررسی افق انتظارات و انطباق آن با مؤلفههای جمعی، در دو رمان دالان بهشت و پاییز فصل آخر سال است، میپردازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که رمان دالان بهشت با نوع نگاه سنتی به جنس زن، بیشتر به مسائلی میپردازد که در آن صدای مردان، صدای برتر است، درحالیکه در رمان پاییز فصل آخر سال است، مسائل متنوعتری در ارتباط با زنان جامعۀ این اثر مطرح میشود که با مؤلفهها و افق انتظارات جمعی مرتبط با دیدگاه زنمحوری منطبق است.