تحلیل جامعهشناختی احساسات قهرمان داستان «لخضر» اثر یاسمینة صالح بر اساس نظریه کمپر
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
2 گروه زبان و ادبیات عربی . دانشکده ادبیات و علوم انسانی .دانشگاه فردوسی مشهد . ایران
3 گروه زبان و ادبیات عربی . دانشکده ادبیات و علوم انسانی .دانشگاه فردوسی مشهد . ایران
doi
10.22059/jsal.2023.347213.666190چکیده
احساسات بهعنوان مهمترین سازههای زیستی، روانی و اجتماعی ابزار کلیدی بشر برای ایجاد رابطه پویا با جهان درون و بیرون به شمار میآید. با این استدلال که بخش عظیمی از احساسات از طریق جامعه در انسان تولید و نهادینه میگردد، در دهههای اخیر شاخهای در جامعهشناسی ظهور کرد که به جامعهشناسی احساسات شناخته میشود. کمپر یکی از نظریهپردازان معاصر این شاخه، با تکیهبر احساسات اولیة غم، شادی، ترس و خشم و تقسیم آن به سه نوع ساختاری، انتظاری و پیامدی، قدرت و منزلتی را که فرد از طریق موقعیتهای اجتماعی کسب میکند تحلیل می نماید. ازآنجاکه تطبیق الگوهای این شاخه مطالعاتی در متن ادبی به کشف لایههای تازه از عاطفهمندی متون کمک میکند جستار حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی احساسات در رمان «لخضر» نوشته یاسمینه صالح، نویسنده الجزایری میپردازد؛ تا نمایی از قدرت پنهان در ساختار اجتماعی را در کشورهای عربی آشکار سازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شاخصههای قدرت و منزلت در تحلیل شخصیت قهرمان داستان منطبق با موقعیتهای استدلال شده توسط کمپر است و به ترتیب بافت های موقعیتی غم (39%)و ترس (31%) نسبت به سایر احساسات اولیه دارای بیشترین بسامد است. قهرمان داستان برای رسیدن به رأس هرم قدرت به این باور رسیده است که در واکنش به محیط اجتماعی، با تمرکز بر عواطف انتظاری و پیامدی – توصیف شده توسط کمپر-می تواند به شکلی پویا، از انسانی منفعل و تحت تأثیر شرایط، به کنشگری فعال تبدیل شود و با اعمال سوژگی خود بر محیط اجتماعی، به قدرت مطلق تبدیل گردد.