نقش ادبیات داستانی در بررسی آثار هنری بر پایۀ نظریۀ جامعه‌شناسی واثنو (مطالعۀ موردی: نگارگری صفوی و رمان نام من سرخ اثر اورهان پاموک)

نویسندگان

1 گروه تاریخ هنر، دانشکده تاریخ، دانشگاه فلورانس، ایتالیا

doi
10.22059/jsal.2023.344911.666164
چکیده

عصر صفوی به عنوان یکی از درخشان‌ترین دوره‌های هنری در ایران، با حمایت پادشاهان از هنرمندان همراه بود. نقل و انتقالات سیاسی این دوره، باعث آشنایی بیشتر هنرمندان شرقی با هنر غرب شد. پژوهش حاضر ضمن بررسی جوانب بصری و نظری نگارگری صفوی از دیدگاه رمان «نام من سرخ» بر پایۀ جامعه‌شناسی واثنو، تفاوت‌های بین دو مکتب هرات و تبریز دوم را بررسی نموده و نتایج به دست آمده را با یک قطعه «شکار» صفوی، تطبیق داده است. پاموک از فلسفۀ حاکم بر نگارگری ایرانی و تفاوت آن‌ با نقاشی غرب آگاهی داشته و در این رمان، وجودِ اختلاف نظر بین دو دیدگاه سنتی و مدرن در کارگاه نقاشی امپراتوری عثمانی را واکاوی کرده است. اینکه اثر مذکور، پیرو کدام یک از مکاتب نگارگری صفوی است و چگونگی ارتباط آن با این مکتب از منظر جامعه‌شناسی، سؤالاتی است که در این پژوهش به آن‌ها پاسخ داده می‌شود. طبق نتایج به دست آمده، این اثر از نظر ترکیب‌بندی، مربوط به مکتب تبریز دوم می‌باشد و هنرمند در عین وفاداری به اصول نهادینه‌ شده در مکتب مدنظر، از نوآوری‌های هم‌عصر خود بهره برده است. نتایج این مقاله اهمیت ارجاع به ادبیات داستانی در نقد آثار هنری را به خوبی نمایش می‌دهد.