زیستبومگرایی و بازاندیشی توسعه در ایران از میدان تا مفهوم و نظریه در اندیشۀ مرتضی فرهادی
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22051/ijosed.2026.54015.1103چکیده
پژوهش حاضر با تمرکز بر منظومه فکری و آثار مرتضی فرهادی، ظرفیت رویکرد زیستبومگرا را برای بازیابی دانش بومی و بازاندیشی در الگوهای توسعه ایران بررسی میکند. مسئله پژوهش از یک سو ناکارآمدی نظریههای مسلط توسعه در توضیح زمینههای فرهنگی و زیستمحیطی ایران و از سوی دیگر، غفلت آنها از عقلانیتهای محلی و فناوریهای سازگار با اقلیم است. پژوهش از نوع کیفیِ نظری–تحلیلی است. دادهها با تحلیل محتوای کیفی از آثار اصلی فرهادی استخراج شده و در چارچوبی سهلایه (مردمنگارانه، مفهومپردازانه و انتقادی–نظری) تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد فرهادی با اتکا به شواهد میدانی از نهادهای همیاری و فناوریهای بومی، روایتهای تقلیلگرایانه درباره سنت و اقلیم را به چالش میکشد و از دل میدان مفاهیمی چون «یاریگری»، «تعاون بقا» و «پتانسیل فرهنگی» را صورتبندی میکند. در لایه نظری، نظریه «صنعت بر فراز سنت» پیوند خلاق سنت و فناوری نو را شرط امکان توسعه معرفی کرده و منطق خطی نوسازی را نقد میکند. زیستبومگرایی فرهادی با برجستهسازی دانش بومی، نهادهای مشارکتی و سازگاری اقلیمی، میتواند مبنایی برای بازآرایی سباستهای توسعه در حوزههایی چون آب در ایران فراهم سازد. افزون بر این، بازسازی پیوند میدان و نظریه در این رویکرد، ظرفیت گفتوگو با نقدهای توسعه و کاهش فاصله دانشگاه از زیستجهان را تقویت میکند.