سرریز متقابل رشد و توسعه اقتصادی دو کشور ایران و چین
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22051/ijosed.2026.53973.1096چکیده
ایران و چین به عنوان دو قدرت مهم قاره آسیا و شرکای کلیدی در پیمان بریکس، روابط اقتصادی عمیقی دارند که پتانسیل بالایی برای توسعه منطقهای ایجاد میکند. هدف این پژوهش، تحلیل کمی تأثیرات متقابل نرخ رشد اقتصادی ایران و چین طی دوره زمانی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۹ است. این مطالعه با اتکا بر رویکرد خودرگرسیون برداری و طی یک فرآیند سه مرحلهای انجام شده است. نتایج آزمون همانباشتگی جوهانسن نشاندهنده وجود ۳ بردار همانباشتگی در سطح خطای ۵ درصد و تأیید یک رابطه تعادلی بلندمدت میان دو اقتصاد است. با این حال، بررسی سرعت تعدیل سیستم نشان داد که اقتصاد چین با نرخ ۶.۵۸ درصد در هر دوره به سمت تعادل حرکت کرده و نقش لنگر فعال را ایفا میکند، در حالی که اقتصاد ایران در این فرآیند واکنشی منفعل دارد. همچنین، توابع عکسالعمل آنی آشکار ساخت که یک تکانه مثبت معادل یک انحراف معیار در نرخ رشد چین، تأثیر منفی و معنیداری بر اقتصاد ایران گذاشته و منجر به افت ۱.۵- الی ۲- واحدی رشد اقتصادی کل و کاهش ۲- واحدی رشد بدون نفت ایران در کوتاهمدت (دورههای اول تا چهارم) میشود. در مقابل، شوک مثبت اقتصاد ایران، اثری مثبت اما موقت (تا سقف ۰.۸+ واحد در دوره دوم) بر اقتصاد چین دارد. نتایج تجزیه واریانس نیز نشان داد که در یک افق ۱۰ دورهای، سهم تکانههای رشد چین در توضیح نوسانات رشد کل و رشد بدون نفت ایران به ترتیب تنها ۶.۲۳ درصد و ۹.۰۹ درصد است و بیش از ۸۹ درصد نوسانات رشد ایران ناشی از تکانههای داخلی است. نتیجهگیری حاکی از آن است که به دلیل غلبه واردات کالاهای مصرفی بر تولیدات ملی، وابستگی ساختاری به چین یک ریسک راهبردی است و تنوعبخشی به شرکای تجاری ضرورت دارد.