مطالعه تحلیلی-تطبیقی شاخصهای جنسیتی و رابطهی آنها با حکمرانی خوب
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی تبریز
2
doi
10.22051/ijosed.2024.47259.1040چکیده
این پژوهش در پی آن است که شاخص نابرابری جنسیتی و رابطه آن با شاخص حکمرانی خوب را مورد بررسی تحلیلی-تبیینی قرار دهد. مبنای نظری پژوهش را رویکردهای جنسیت و توسعه، جریانسازی جنسیتی، نظریههای حوزه توانمندسازی شامل رویکردهای نایلا کبیر، سارا لانگه، آلسوپ و هینسون، دیپا نارایان، اینگلهارت و آمارتیاسن و از سوی دیگر، رویکرد نهادگرایی با تمرکز بر نظریه حکمرانی خوب تشکیل میدهند. این پژوهش به روش تحلیل ثانویه، با استفاده از دادههای گزارش WGI در بانک جهانی، گزارش شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد و گزارش توسعهانسانی، برای بررسی 144 کشور جهان انجام شده است. به منظور تحلیل اطلاعات و روابط علی بین متغیرها با استفاده از نرمافزار spss ، ابتدا کشورهای مورد بررسی بر اساس نمره حکمرانی خوب در سه خوشه مجزا طبقهبندی شدند. سپس، برای همبستگی میان متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون و همچنین، برای تحلیل چندمتغیره از رگرسیون استفاده شد. براساس یافتههای پژوهش بین شاخصهای حکمرانی خوب و شاخصهای نابرابری جنسیتی رابطه معنیدار وجود دارد و شش مؤلفه حکمرانی خوب با چهار بعد نابرابری جنسیتی، همبستگی و رابطه مثبت دارند. در کشورهایی که نمره شاخص حکمرانی خوب در آنها بالا است، نابرابری جنسیتی نیز کمتر است و به سمت برابری جنسیتی بیشتر در حرکت هستند. براساس نتایج معادله رگرسیون در سه خوشه از کشورها؛ در خوشه اول، مؤلفه حقاظهار نظر و پاسخگویی و مؤلفه کنترل فساد؛ در خوشه دوم، مؤلفه حاکمیت قانون و در خوشه سوم، مؤلفه ثبات سیاسی و عدم خشونت/تروریسم وارد معادله شده و نابرابری جنسیتی را تبیین مینمایند. در مجموع، یکسوم از تغییرات شاخص نابرابری جنسیتی در سطح کشورها با مؤلفههای حکمرانی خوب قابل توضیح و تبیین میباشند.