بازشناسی چالش های150 ساله توسعه در ایران در پرتو نظریه «توزیع نامتعادل قدرت درساختارنظام اجتماعی»
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22051/ijosed.2024.45423.1027چکیده
آنچه در این مقاله آورده شده صرفنظر از مروری مجمل بر مهم ترین فرازهای تاریخی معطوف به توسعه در تاریخ 150 سال گذشته ایران، که در اینجا نقش بیان مسئله را دارد؛ همه در راستای روشنکردن نظریهای است که حدود بیست سال قبل در کتاب «توسعه و نابرابری» برساخت شدهاست و لازم به اشاره است که پانزده سال بعد از انتشار آن کتاب، دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون همان نظریه را در کتابشان با عنوان «چرا ملتها شکست میخورند؟»، البته بدون هیچگونه ارتباطی با کتاب توسعه و نابرابری بازپرداخت کردهاند و ناگفته پیداست که قرائت آنها از این نظریه به لحاظ دسترسی آسان و ساده به همه اطلاعات جهان در آمریکا با دلایل و شواهد و استدلالهای خیلی جامعتری بیان شده است. اصل نظریه این است که مهمترین دلیل عدم موفقیت کوششها و برنامههای توسعه در بیشتر کشورهای در حال توسعه جهان، و از جمله در ایران، «توزیع نامتعادل قدرت در ساختار نظام اجتماعی» است. در پایان مقاله هم فهرست مجملی از مهمترین چالشهای کنونی توسعه در کشور آورده شده که امید است در فرصتی دیگر و در قالبی مناسبتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.