تبیین عوامل تاثیرگذار بر تفکر نقادانه دانشآموختگان مهندسی شیمی دانشگاه تهران با استفاده از معادلات ساختاری تفسیری ISM و تحلیل MICMAC
نویسندگان
1 رشته آموزش مهندسی، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه تهران، ایران.
2 دانشیار بخش تخصصی پژوهش و سنجش؛ دانشکده روان شناسی و علومتربیتی؛ دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه آموزشی علوم پایه وآموزش مهندسی دانشکده علوم مهندسی، دانشکدگان فنی دانشگاه تهران،تهران، ایران.
4 دانشیار ،دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران،تهران،ایران
doi
10.48308/mpes.2025.237116.1505چکیده
هدف: تفکر نقادانه یکی از مهمترین شایستگیهای لازم برای دانش آموختگان مهندسی، به ویژه مهندسی، به شمار میآید. این مهارت به افراد کمک میکند تا بتوانند مسائل را با دیدی منطقی و تحلیلی شناسایی و تحلیل کنند و در نهایت راهحلهای مؤثری برای آنها ارائه دهند. در دنیای پیچیده امروز، توانایی تصمیمگیری آگاهانه و حل مسائل بهطور مؤثر برای موفقیت در محیطهای کاری از اهمیت بالایی برخوردار است. تفکر نقادانه نهتنها به بهبود کیفیت تصمیمگیری کمک میکند، بلکه باعث میشود که افراد در مواجهه با چالشها و مشکلات بصورت خلاقانه و منطقی فکر کنند. این شایستگی به دانشآموختگان این امکان را میدهد که در فرآیندهای صنعتی، تولیدی و مدیریتی، تأثیرگذار باشند و به بهبود عملکرد کلی سازمان کمک کنند. با این حال، بررسیها نشان میدهد که توجه کافی به پرورش این مهارت در برنامههای آموزشی مهندسی وجود ندارد. این کمتوجهی میتواند عواقب منفی بر کیفیت آموزش و کارایی دانشآموختگان داشته باشد. در این پژوهش، محققان تلاش کردهاند تا عوامل مؤثر بر تفکر نقادانه را شناسایی کنند و با استفاده از روشهای تحلیلی، ارتباطات میان این عوامل را تبیین نمایند.مواد و روشها: این پژوهش با تمرکز بر دانشآموختگان مهندسی دانشگاه تهران انجام شده است محققان برای دستیابی به این هدف، از ترکیب روشهای کیفی و کمّی بهره میبرند به طوری که در بخش کیفی از مطالعه اسنادی برای شناسایی عوامل استفاده شد و نیز در بخش کمّی از روش همبستگی و مبتنی بر دو روش معادلات ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل دانشآموختگان رشتهها و گرایشهای متفاوت مهندسی دانشگاه تهران است که در صنایع مختلف و سازمانها شاغل هستند می باشد.بحث و نتیجهگیری: طبق یافتهها هفت عامل کلیدی که بر تفکر نقادانه تأثیر میگذارند شامل: 1- شایستگیهای حل مسئله: توانایی در تحلیل و رفع مشکلات بهصورت منطقی و مؤثر. 2- پشتیبانی سازمانی: حمایتهای مالی و معنوی که سازمانها از کارکنان خود به عمل میآورند. 3- تجربه عملی: تجربههای واقعی و عملی که در طول دوران کاری به دست میآید. 4- کارگروهی: همکاری و تعامل با دیگران برای حل مسائل پیچیده. 5- نظام پاداشدهی: نظامهای تشویقی که عملکردهای خوب را مورد تقدیر قرار میدهند. 6- فرهنگ سازمانی: ارزشها، باورها و رفتارهای مشترک در یک سازمان که بر رفتار افراد تأثیر میگذارد. 7- تعاملات میانرشتهای: ارتباط و همکاری میان رشتههای مختلف علمی و حرفهای می باشد.عوامل مرتبط با شایستگیهای حل مسئله، پشتیبانی سازمانی، تجربه عملی، کارگروهی، نظام پاداشدهی، بهعنوان متغیرهای ارتباطی شناخته میشوند، زیرا قدرت هدایت و وابستگی بالایی دارند. تغییر در این متغیرها میتواند تأثیر عمدهای بر تفکر نقادانه داشته باشد و علاوه بر این بازخورد سیستم میتواند این متغیرها را مجدداً تحت تأثیر قرار دهد. همچنین فرهنگ سازمانی به عنوان متغیر مستقل و یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تفکر نقادانه شناسایی شد. این متغیر دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی کم است؛ بنابراین با تغییر آن، میتوان بر کل سیستم تأثیر گذاشت. به عبارت دیگر، تغییرات در فرهنگ سازمانی میتواند باعث تقویت تفکر نقادانه در کارکنان شود. و تعاملات میان رشته ای به عنوان متغییر وابسته شناخته شده است که دارای قدرت هدایت کم، و وابستگی شدید هستند. فرهنگ سازمانی بهعنوان عامل کلیدی شناسایی شده است. این نتایج میتواند بستری را برای برطرفسازی موانع بهبود کیفیت آموزش تفکر نقادانه در دورههای آموزشی و ارتقای عملکرد شغلی دانشآموختگان مهندسی در محیطهای شغلی فراهم نماید. نتایج میتواند بهعنوان یک راهنما برای ارتقای کیفیت آموزش تفکر نقادانه در برنامههای آموزشی دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین میتواند به مدیران و سازمانها کمک کند تا موانع موجود در راستای بهبود کیفیت تفکر نقادانه را شناسایی و برطرف کنند، که در نهایت منجر به ارتقای عملکرد شغلی دانشآموختگان مهندسی خواهد شد. بهطور کلی، این پژوهش به اهمیت فرهنگ سازمانی و سایر عوامل مؤثر در تقویت تفکر نقادانه در دانشآموختگان تأکید میکند و راهکارهایی برای بهبود آن ارائه میدهد.