بررسی رابطه آموزشهای ضمن خدمت و خودکارآمدی معلمان ابتدایی: نقش میانجیگری آمادگی برای تغییر: مطالعهی موردی معلمان دورهی ابتدایی شهر خرمآباد
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دانشجوی دکترا مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
3 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.48308/mpes.2025.238393.1543چکیده
چکیدهمقدمه: سیستم آموزش عمومی در دوران صنعتی ایجاد شد و عمدتاً مبتنی بر دانشها، ارزشها و هنجارهای همان موقع بود؛ اما امروزه، هم جامعه و هم دنیایی که در آن زندگی میکنیم بهشدت متفاوت از دوران صنعتی است و بهطور تصاعدی در حال تغییر هستند. تحولات سریع تکنولوژیکی و تغییرات گسترده در محیط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی، نظامهای آموزشی را با چالشهای جدی مواجه ساخته است. یکی از مهمترین این چالشها، ناتوانی در انطباق سریع با نیازهای نوظهور جامعه است. در این راستا، توانمندسازی معلمان برای مدیریت تغییرات و ارائه آموزشهای مؤثر، از اهمیت ویژهای برخوردار است. افزایش خودکارآمدی معلمان و آمادگی آنها برای پذیرش تغییرات، دو عامل کلیدی در این فرآیند محسوب میشوند. آموزشهای ضمن خدمت به عنوان ابزاری قدرتمند برای توسعه حرفهای معلمان، میتوانند نقش بسزایی در ارتقای این دو متغیر ایفا نمایند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری آمادگی برای تغییر در رابطه میان آموزشهای ضمن خدمت و خودکارآمدی معلمان ابتدایی در شهر خرمآباد انجام شده است.روششناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوهی گردآوری دادهها، توصیفی - همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعهی پژوهش شامل 2208 معلمان دورهی ابتدایی شهر خرمآباد است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 327 نفر از آنها بهروش نمونهگیری تصادفی طبقاتی بهعنوان نمونهی پژوهش انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و SmartPLS انجام شد.یافتهها: تجزیهوتحلیل اطلاعات جمعیتشناختی پاسخدهندگان نشان داد که 212 نفر (84/64 درصد) از پاسخگویان را زنان و 115 نفر (16/35 درصد) از پاسخگویان را مردان تشکیل دادهاند. ازنظر مدرک تحصیلی 149 نفر (56/45درصد) دارای مدرک کارشناسی، 167 نفر (08/51 درصد) دارای مدرک کارشناسی ارشد و 11 نفر (36/3 درصد) دارای مدرک دکترا هستند. تحلیل شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داد که میانگین هر یک از متغیرهای آموزش ضمن خدمت ، خودکارآمدی و آمادگی برای تغییر به ترتیب عبارتند از 20/4؛ 59/4 و14/4 است. نتایج معادلات ساختاری پژوهش نیز نشان داد که متغیر آموزش ضمن خدمت (168/0 B=) تاثیر معنا داری بر خودکارآمدی دارد و آموزش ضمن خدمت (593/0 B=) تاثیر معناداری بر آمادگی برای تغییر دارد . همچنین متغیر آمادگی برای تغییر (543/0 B=) تاثیر معناداری بر خودکارآمدی دارد . نتایج بدست آمده از آزمون بوت استراپ(روابط غیر مستقیم)(322/0 B=) و آزمون سوبل (90/6 Z_Value=) نیز نشان داد که آمادگی برای تغییر یک متغیر میانجی در رابطه بین آموزش ضمن خدمت و خودکارآمدی معلمان است.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که آموزشهای ضمن خدمت به عنوان عاملی کلیدی در افزایش خودکارآمدی معلمان عمل میکند و این رابطه از طریق تقویت آمادگی آنها برای تغییر تسهیل میشود. این یافتهها با نتایج پژوهشهای پیشین همخوانی دارد و بر اهمیت طراحی برنامههای آموزشی پویا و پاسخگو به نیازهای معلمان تأکید میکند.همچنین اثربخشی آموزشهای ضمن خدمت به طراحی، اجرای مناسب و کیفیت محتوای آموزشی بستگی دارد. ممکن است معلمان تجربههای متفاوتی از این دورهها داشته باشند که میتواند بر ادراک آنها از تأثیر این آموزشها تأثیر بگذارد. با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهاد میشود که سیاستگذاران آموزشی، با سرمایهگذاری بر روی آموزشهای ضمن خدمت مبتنی بر نیازسنجی و استفاده از روشهای یادگیری فعال، به ارتقای کیفیت آموزش و افزایش انگیزه معلمان کمک کنند. همچنین، ایجاد شبکههای همیاری معلمان و ارائه فرصتهای تبادل تجربه، میتواند در تقویت آمادگی معلمان برای تغییر و افزایش خودکارآمدی آنها نقش مؤثری داشته باشد. این نتایج بر اهمیت طراحی هدفمند برنامههای آموزشی تأکید دارد که نه تنها به تقویت مهارتها و دانش معلمان منجر شود، بلکه آنها را برای پذیرش و اجرای تغییرات آماده کند. سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی، با توجه به تحولات فناوری و الزامات آموزشی نوین، می توانند رویکردهای جدیدی را در آموزشهای ضمن خدمت اتخاذ کنند. این امر میتواند به بهبود کیفیت تدریس، افزایش انگیزه معلمان و ارتقای نتایج یادگیری دانشآموزان کمک شایانی کند.