نقش واسطهای بدتنظیمی هیجانی کودک در رابطۀ واکنش مادر به هیجانات منفی و اختلالات رفتاری و هیجانی کودک
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
doi
10.22051/psy.2026.52296.3210چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای بدتنظیمی هیجانی کودک در رابطۀ بین واکنش مادر به هیجانات منفی و اختلالات رفتاری و هیجانی کودک انجام شد. این مطالعه بهصورت همبستگی و با طرح مدلیابی معادلات ساختاری اجرا شده بود. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان پایۀ اول و دوم دبستان در ملایر بود و نمونهای ۴۵۴ نفر با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. دادهها از طریق چکلیست رفتاری کودک، پرسشنامۀ واکنش به هیجانات منفی کودک و مقیاس تنظیم هیجان کودکان جمعآوری گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون مدلیابی معادلات ساختاری و روش بوتاسترپ انجام شد. یافتهها نشان داد بدتنظیمی هیجانی کودک نقش میانجی کامل بین واکنشهای غیرحمایتی مادر به هیجانات منفی کودک و اختلالهای هیجانی و رفتاری کودک داشت؛ اما واکنش حمایتی مادر به هیجانات منفی کودک تنها ارتباط مستقیمی با نقص توجه/بیشفعالی کودک داشت و بدتنظیمی هیجانی در رابطۀ بین واکنشهای حمایتی مادر به هیجانات منفی کودک و اختلالهای هیجانی و رفتاری کودک نقش میانجی نداشت. بدتنظیمی هیجانی بهعنوان سازوکاری اساسی در تبیین اثر واکنشهای مادر بر مشکلات کودک عمل کرد. پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی والدین بر کاهش واکنشهای غیرحمایتی و تقویت حمایت هیجانی متناسب با بافت فرهنگی تمرکز داشته باشد.