رابطة کمال‌گرایی و بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان: نقش واسطه‌ای استرس خودتولیدشده و افسردگی

نویسندگان
doi
10.22051/psy.2025.50844.3148
چکیده

شناسایی سازوکارهایی که بهزیستی روان‌شناختی را تضعیف می‌کنند، از اهداف مهم پژوهش در حیطۀ روان‌شناسی مثبت‌نگر است. این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه‌ای استرس خودتولیدشده و افسردگی در رابطۀ بین کمال‌گرایی و بهزیستی روان‌شناختی در دانشجویان دانشگاه‌های دولتی تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر همۀ مقاطع دانشگاه‌های سراسری تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که ۴۱۲ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس‌های استاندارد کمال‌گرایی، بهزیستی روان‌شناختی، استرس خودتولیدشده و افسردگی پاسخ دادند. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها نشان داد افسردگی به‌صورت کامل رابطۀ منفی‌بین کمال‌گرایی و بهزیستی روان‌شناختی را میانجی‌گری می‌کند، درحالی‌که استرس خودتولیدشده نقش واسطه‌ای معناداری نداشت. همچنین تمامی مسیرهای مستقیم به‌جز رابطۀ استرس خودتولیدشده با بهزیستی روان‌شناختی از نظر آماری معنادار بودند. این نتایج نقش محوری افسردگی را به‌عنوان سازوکار کلیدی ارتباط بین کمال‌گرایی و کاهش بهزیستی برجسته می‌سازد؛ بنابراین، طراحی مداخلات روان‌شناختی هدفمند برای کاهش افسردگی، به‌منظور بهبود بهزیستی روان‌شناختی دانشجویان و به‌ویژه آنان که دارای ویژگی کمال‌گرایی هستند، پیشنهاد می‌شود. یافته‌ها نشان داد که افسردگی به‌صورت کامل رابطه منفی بین کمال‌گرایی و بهزیستی روان‌شناختی را میانجی‌گری می‌کند، درحالی‌که استرس خود تولیدشده نقش واسطه‌ای معناداری نداشت. همچنین تمامی مسیرهای مستقیم به‌جز رابطه استرس خود تولیدشده با بهزیستی روان‌شناختی ازنظر آماری معنادار بودند. این نتایج نقش محوری افسردگی را به عنوان مکانیسم کلیدی ارتباط بین کمال‌گرایی و کاهش بهزیستی برجسته می‌سازد. بنابراین، طراحی مداخلات روان‌شناختی هدفمند برای کاهش افسردگی، به منظور بهبود بهزیستی روانشناختی دانشجویان و به‌ویژه آنان که دارای ویژگی کمال‌گرایی هستند، پیشنهاد می‌شود.