ارزیابی علل عدم تحقق کامل اهداف بین المللی شدن آموزش عالی در ج.ا.ا از منظر ذینفعان
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصادسیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.48308/mpes.2026.242259.1673چکیده
نظام آموزش عالی در عصر حاضر که بهشکلی فزاینده مبتنی بر دانش و اقتصاد دانشبنیان است، بهعنوان یکی از حیاتیترین ارکان توسعه پایدار در جوامع مدرن شناخته میشود. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، دیگر صرفاً مراکز انتقال دانش نیستند، بلکه به کانونهای تولید علم، نوآوری و تعاملات فرهنگی و اقتصادی در مقیاس جهانی بدل شدهاند. در چنین فضایی، اتخاذ سیاستهای مبتنی بر دانش، پاسخگویی به تقاضای اجتماعی و همگام شدن با روندهای جهانی، از اهمیتی راهبردی برخوردار است. «بینالمللی شدن آموزش عالی» بهعنوان یک سیاست اجتنابناپذیر، فراتر از یک انتخاب، به ضرورتی برای بقا و تعالی نظامهای علمی کشورها تبدیل شده است. این فرآیند، زمینهساز ارتقای کیفیت آموزشی و پژوهشی، افزایش اعتبار جهانی دانشگاهها، جذب استعدادها و منابع مالی بینالمللی و تقویت دیپلماسی علمی است. با وجود درک اهمیت این موضوع و تلاشهای صورتگرفته در سالیان اخیر، به نظر میرسد اهداف کلان بینالمللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران بهطور کامل محقق نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی دقیق و عمیق علل و موانع ساختاری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی پیش روی این فرآیند، از منظر ذینفعان کلیدی و دستاندرکاران اصلی شکل گرفته است. این تحقیق در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چرا با وجود ضرورتهای انکارناپذیر، اهداف بینالمللی شدن آموزش عالی در ایران به تحقق کامل نرسیده است و چه راهکارهایی برای بهبود و ارتقای وضعیت موجود میتوان ارائه داد.این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام پذیرفته است تا درک عمیق و جامعی از دیدگاهها و تجربیات زیسته ذینفعان حاصل شود. جامعه آماری پژوهش شامل نخبگان دانشگاهی (اساتید و پژوهشگران برجسته)، سیاستگذاران ارشد و مدیران اجرایی بودند که در عرصه بینالمللی شدن آموزش عالی دارای دانش تخصصی نظری یا تجربه مستقیم اجرایی بودهاند. برای گردآوری دادهها، از ابزار مصاحبه نیمهساختارمند استفاده شد که امکان کاوش عمیق در دیدگاههای مشارکتکنندگان و انعطافپذیری در طرح سؤالات تکمیلی را فراهم میآورد. فرآیند نمونهگیری بهصورت هدفمند آغاز شد و با استفاده از روش گلولهبرفی ادامه یافت تا اطمینان حاصل شود که افراد مطلع و کلیدی در این حوزه شناسایی و مورد مصاحبه قرار میگیرند. در مجموع، با ۱۱ نفر از صاحبنظران مصاحبه به عمل آمد و این فرآیند تا رسیدن به نقطه اشباع نظری، یعنی زمانی که دادههای جدید دیگر مفاهیم و مقولات نوینی را به پژوهش اضافه نمیکردند، ادامه یافت. کلیه مصاحبهها ضبط، پیادهسازی و سپس با استفاده از تکنیکهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند تا مضامین اصلی و فرعی مرتبط با موانع بینالمللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران شناسایی و دستهبندی شوند.تحلیل دقیق دادههای حاصل از مصاحبهها به شناسایی مجموعهای گسترده و درهمتنیده از موانع منجر شد که فرآیند تحقق اهداف بینالمللی شدن آموزش عالی در کشور را با چالشهای جدی مواجه ساختهاند. این موانع در سطوح مختلف سیاستی، ساختاری، فرهنگی و اقتصادی قابل طبقهبندی هستند. یافتههای کلیدی پژوهش نشان داد که در سطح کلان سیاستی، مواردی چون خلاء چشم انداز راهبردی در سطوح سیاستگذاری و اجرا، فقدان راهبرد کلان ملی در حوزه بین المللی شدن آموزش عالی، فهم نادرست سیاستگذاران از ابعاد بین المللی شدن آموزش عالی، سلطه پارادایم امنیتی بر دیپلماسی علمی و همچنین سوگیری های ذهنی و ادراکی سیاستگذاران آموزش عالی، فضای لازم برای تعاملات آزادانه و سازنده آکادمیک را محدود میسازد. در سطح ساختاری، پدیده هایی چون تمرکزگرایی اداری و بروکراسی ناکارآمد در ساختار آموزش عالی، غیبت رویکرد تخصص محور در سیاستگذاری منابع انسانی آموزش عالی، افت کیفیت استانداردهای آموزشی- پژوهشی در نظام آموزش عالی و توجه ناکافی به زبان های بین المللی در برنامه ریزی زبانی آموزش عالی، از چابکی فرآیندبین المللی شدن آموزش عالی کاسته است. از منظر فرهنگی، تقابل گفتمان سیاسی حاکم با الزامات بین المللی شدن آموزش عالی و مقاومت فرهنگی و اجتماعی در پذیرش فرآیند بین المللی شدن، پذیرش آموزش عالی بین المللی را به یک امر صرفاً اسمی و غیرنهادی تبدیل می کند. در نهایت، سطح منابع و زیر ساخت با فقدان زیرساخت های بنیادین برای تحقق بین المللی شدن آموزش عالی و ناتوانی نظام اقتصادی در حمایت مالی از سیاست بین المللی شدن آموزش عالی، جذابیت دانشگاههای ایران را برای مخاطبان بینالمللی تقلیل داده است. این تحقیق با استناد به موانع شناساییشده، مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی کاربردی را در راستای رفع چالشها و هموار ساختن مسیر بینالمللی شدن آموزش عالی در جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد که میتواند راهنمای عمل سیاستگذاران و مدیران این حوزه قرار گیرد.