نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطۀ بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی مشهد
doi
10.22051/psy.2025.49361.3080چکیده
هدف از این پژوهش، تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطۀ بین عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواس فکری_جبری بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی (مدلساختاری) بود. از میان جمعیت عمومی 350 نفر از طریق فراخوان اینترنتی در سال 1401، با توجه به ملاکهای ورود به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامۀ تجدیدنظرشدۀ وسواس فکری_عملی فوا و همکاران، پرسشنامۀ عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و پرسشنامۀ دشواری در تنظیم هیجان گراتز و روئمر بود. برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و مدلساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی با علائم وسواسی_جبری رابطۀ مستقیم و معناداری دارد و دشواری در تنظیم هیجان در رابطۀ با عدم تحمل بلاتکلیفی و علائم وسواسی_جبری نقش میانجی دارد. درمجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. طبق نتایج بهدستآمده میتوان گفت که عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مهمی در شکلگیری علائم وسواسی_جبری دارند. بنابراین برنامه ریزی در راستای کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان نقش مؤثری در کاهش نشانگان وسواسی_جبری دارد و امری ضروری است.