بررسی تطبیقی برنامه درسی استیم در کشورهای منتخب: گامی به سوی عمل

نویسندگان

1 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استاد گروه روان‌شناسی، گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

4 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.48308/mpes.2026.240561.1614
چکیده

هدف: رویکرد استیم از جمله رویکردهای سازنده‌گرا در زمینه برنامه درسی تلفیقی و مبتنی بر دنیای واقع است که در کشورهای مختلف مورد استفاده واقع شده است. استیم متشکل از سرواژه حوزه‌های، علوم، فناوری، مهندسی، هنر و ریاضیات است که در آن مفاهیم دقیق در این حوزه‌ها با مفاهیم زندگی واقعی ترکیب‌شده و به شکل چند رشته‌ای، میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای عرضه می‌شود. بررسی پیشینه پژوهش نشان‌دهنده تأثیر رویکرد استیم بر عناصر مختلف برنامه‌های درسی آموزش و پرورش از جمله رویکردهای یادگیری جامع؛ ارزشیابی پویا و متنوع و تلفیق حوزه‌های محتوایی؛ ادغام و تلفیق حوزه‌های موضوعی؛ تلفیق دانش محتوایی و مهارت در دانش‌آموزان و تأکید بر حوزه‌های کل‌نگر و پشتیبانی و حمایت سیستمی از آموزش دارد. لذا در این پژوهش، به بررسی تطبیقی برنامه درسی استیم در کشورهای منتخب (آمریکا، کانادا، ژاپن، انگلستان، استرالیا، فنلاند) پرداخته شد.مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و یک پژوهش کیفی است که با روش تطبیقی و بر مبنای الگوی پیشنهادی بردی (1969) انجام پذیرفت. جامعه‌ی آماری شامل کلیه مقالات علمی پژوهشی چاپ شده در زمینه استیم در کشورهای منتخب، معلمان مجتمع‌های آموزشی ایران در کشورهای منتخب و اساتید دارای تجربه آموزشی و فرصت مطالعاتی در کشورهای منتخب بودند که نمونه پژوهشی به صورت هدفمند شامل 19 مقاله علمی پژوهشی، 11 نفر از معلمان مجتمع‌های آموزشی در کشورهای منتخب و 5 نفر از اساتید بودند. در انتخاب کشورها از نمونه‌گیری هدفمند بر مبنای ملاک‌هایی همچون، برتر بودن نظام آموزشی در حوزه موضوعی (استیم) و پیشرفت آن‌ها در سالیان اخیر در حوزه آزمون‌های بین‌المللی استفاده گردید. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پژوهش‌های مرتبط با حوزه موضوعی در کشورهای منتخب در دهه اخیر بود. شیوه انجام کار تطبیقی، روش پیشنهادی بردی (1969) بود. برای قضاوت و اعتبارسنجی اسناد و نتایج پژوهشی از نقد بیرونی و درونی استفاده گردید. در نقد بیرونی، اصلی بودن مدرک مدنظر و انتشار آن در مجلات معتبر بین‌المللی و در ارزیابی درونی، اهمیت و دقت اطلاعات و داده‌های مستخرج از مقاله قضاوت شدند. برای ارتقای اعتبارسنجی پژوهش‌ها در تمام مراحل، متخصص برنامه درسی بر انجام کار و یافته‌های پژوهشی نظارت داشت.بحث و نتیجه‌گیری: با اجرای چهار مرحله الگوی تطبیقی برودی، نتایج پژوهش در چهار بخش، اهداف برنامه درسی استیم (مشتمل بر توسعه مهارت‌های خود راهبر، توسعه مهارت‌های عملی، آشنایی با مشاغل و حرفه‌ها)، راهبردهای یاددهی-یادگیری استیم (مشتمل بر تحقیق علمی و فرایند طراحی مهندسی، یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مبتنی بر مشارکت)، ابعاد محتوایی برنامه درسی استیم (مشتمل بر ملاک‌های انتخاب محتوا، ویژگی محتوا و شیوه سازمان‌دهی محتوا)، رویه‌های ارزیابی استیم (مشتمل بر عوامل مؤثر بر انتخاب راهبرد ارزیابی و انواع رویه‌های ارزشیابی) سازمان‌دهی شدند. بر مبنای یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت در برنامه‌های درسی مبتنی بر استیم به خودراهبری، تحقیق علمی و فرآیندی، انعطاف‌پذیری محتوا و سازماندهی بین‌رشته‌ای و فرارشته‌ای و ارزیابی گروهی توجه شود. با توجه به یافته‌های بُعد اهداف برنامه درسی استیم پیشنهاد می‌شود در طراحی برنامه‌های درسی مبتنی بر استیم به مهارت‌های خودراهبری، توسعه مهارت‌های عملی و توجه به شناخت نسبت به مشاغل و حرفه‌ها توجه شود. این مهم در اهداف دوره‌های مختلف تحصیلی از جمله دوره متوسطه نیز مورد توجه و تأکید است، هم‌چنین با توجه به یافته‌های راهبرد آموزش در استیم پیشنهاد می‌شود در رویکردهای آموزشی مبتنی بر استیم به تحقیق علمی و فرآیندهای طراحی مهندسی، به یادگیری مبتنی بر مسئله و یادگیری مشارکتی توجه شود. در این زمینه می‌توان با طراحی فعالیت‌های پروژه‌ای در برنامه‌های درسی مختلف ضمن تأکید بر مشارکت و فعالیت گروهی که رویکردهای اصلی آموزش در برنامه‌های درسی استیم محور است زمینه تحقیق علمی فراگیران را نیز فراهم آورد. از سویی پیشنهاد می‌شود از رویه‌های چالشی و جذاب در ارزشیابی استفاده شود تا ضمن تغییر دیدگاه فراگیران به ارزشیابی زمینه علاقه آن‌ها به ارزشیابی فراهم آید.