مطالعهی تطبیقی نقش ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر روند عکاسی مستند ایران در دو دورهی اصلاحات و مهرورزی
نویسندگان
1 دکترای پژوهش هنر، استادیار گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر اصفهان
doi
10.22059/jsal.2023.340142.666139چکیده
مقالهی حاضر جستاری است در خصوص مطالعهی تطبیقی نقش ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر روند عکاسی مستند به عنوان یک رسانه، در دورهی اصلاحات با دورهی مهرورزی، و چگونگی نقش سیاستهای قدرت حاکم بر عکاسی مستند در دو دورهی مورد مطالعه را از منظر دو جامعهشناس هنر، لوکاچ و هاوزر بررسی میکند. در این پژوهشِ کیفی، روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و جمعآوری اطلاعات از طریق مرورِ ادبیات مکتوب چاپی و الکترونیکی است.یافتهها نشان میدهد که عکاسی مستند در دو دورهی اصلاحات و مهرورزی تحت تاثیر ایدئولوژی و سیاستهای قدرت حاکم قرار داشت، با ایجاد فضای باز سیاسی و اجتماعی در دولت اصلاحات، عکاسی مستند توانست روحِ زمانه را به طور نسبی بازتاب دهد ولی رئالیسم انتقادی نتوانست رخ دهد. انتشار روزنامهها، ظهور خبرگزاریها، برگزاری مسابقات، سالانههای عکاسی، نمایشگاهها و چاپ کتابهای عکاسی موجب پیشرفت عکاسی مستند اجتماعی و خبری شد، ولی در دولت مهرورزی این موارد به علت آرمانگرا نبودن و مغایرت با ایدئولوژی قدرت حاکم با کنترل شدید و ممیزی همراه بود. عکاسی مستند در دورهی مهرورزی ادامهی جریان عکاسیِ دورهی اصلاحات بود اما با انسداد فضای سیاسی و توقیف روزنامهها و غیره، فعالیت عکاسان مستندنگار به تدریج محدودتر شد، در نتیجه عکاسی مستند از فضاهای خارجی به سمت فضاهای اندرونی و استودیوها کشیده شد و روح زمانه در قالب عکاسی مفهومی و هنری، ترجمهی متون و کُتب عکاسی بازتاب یافت و به جای عکاسان حرفهای، شهروند-خبرنگاران با استفاده از دوربین گوشیهای همراه و ابزارهای ارتباطی مختلف نقشی اساسی در بازتاب تصاویر مستند این دوره داشتند.