تأثیر مدیریت کیفیت نرم بر تعهد معلمان به تغییر با نقش میانجی هویت سازمانی (مطالعه موردی: معلمان مقطع متوسطه اول شهر خرمآباد)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
3 دانشجوی دکتری رشته مدیریت اموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.48308/mpes.2026.240845.1619چکیده
هدف: در جهان پرتلاطم کنونی، نظامهای آموزشی برای بقا و پویایی، ناگزیر از بازنگری در ساختارها و رویکردهای مدیریتی خود هستند. در این میان، یکی از مؤلفههای بنیادین که میتواند موفقیت تغییرات آموزشی را تضمین نماید، «تعهد معلمان به تغییر» است. تعهدی که نه صرفاً ناشی از اطاعت یا اجبار، بلکه برخاسته از درک، پذیرش و همراهی درونی معلمان با اهداف تحولی نظام آموزشی است. یکی از عواملی که میتواند در تقویت این تعهد نقشی کلیدی ایفا نماید، استفاده از رویکردهای نوین مدیریتی مانند «مدیریت کیفیت نرم» است؛ رویکردی که با تأکید بر جنبههای انسانی، ارتباطات اثربخش و توسعه فرهنگسازمانی، میتواند ظرفیت روانی-سازمانی لازم برای پذیرش تغییرات را در میان کارکنان فراهم سازد. افزون بر این، هویتسازمانی معلمان نیز بهعنوان یک سازه روانشناختیِ تأثیرگذار، میتواند درک افراد از تعلق، یگانگی و تعهد آنها به سازمان را شکل داده و نقش میانجی مؤثری میان شیوههای مدیریتی و تعهد به تغییر ایفا نماید. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت کیفیت نرم بر تعهد معلمان به تغییر با نقش میانجی هویتسازمانی در مدارس متوسطه شهر خرمآباد انجام پذیرفته است.روششناسی پژوهش: این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۱۴۵۴ نفر از معلمان دوره متوسطه اول در نواحی ۱ و ۲ آموزشوپرورش شهر خرمآباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۳۰۴ نفر برآورد شد که با روش نمونهگیری طبقهای نسبی برحسب جنسیت و ناحیه آموزشی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامه استاندارد تعهد به تغییر (هرسکویچ و مایر، 2002)، مدیریت کیفیت نرم (زنگ و همکاران،2015) و هویت سازمانی (بذری،1396) بودند. روایی ابزارها با استفاده از شاخصهای (AVE) و پایایی آنها با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی (CR) تأیید شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 و SmartPLS3 انجام گرفت.یافتهها: تحلیل اطلاعات جمعیتشناختی نشان داد که 4/57 درصد (157 نفر) پاسخدهندگان زن و 6/42 درصد (130 نفر) مرد بودند. همچنین، بیشترین فراوانی از نظر مدرک تحصیلی مربوط به معلمان دارای مدرک کارشناسی ارشد (8/52 درصد) بود. میانگین نمرات متغیرهای مدیریت کیفیت نرم، هویت سازمانی و تعهد به تغییر به ترتیب ۸۰/۳، ۹۴/۳ و ۶۴/۳ به دست آمد که بیانگر سطح نسبتاً مطلوب آنها در بین پاسخگویان است. در تحلیل استنباطی، نتایج مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد که مدیریت کیفیت نرم تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد معلمان به تغییر دارد (β=0/514) و مدیریت کیفیت نرم تأثیر مثبت و معناداری بر هویت سازمانی دارد.(β=0/719) متغیر هویت سازمانی نیز تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد معلمان به تغییر دارد.(β=0/386) همچنین یافتهها نشان داد که متغیر مدیریت کیفیت نرم از طریق هویتسازمانی نیز بهطور غیرمستقیم بر تعهد به تغییر اثرگذار است (β=0/277) و اثر کل آن نیز بر این متغیر برابر با 791/0 محاسبه شد. نتایج بهدستآمده از اثرات غیرمستقیم آزمون سوبل با مقدار (Z=6/444)، نیز نقش میانجیگری هویت سازمانی را تأیید نمود. همچنین شاخص GOF معادل 618/0 نشاندهنده برازش مطلوب مدل مفهومی پژوهش بود.بحث و نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که مدیریت کیفیت نرم با تمرکز بر ارتباط مؤثر، توانمندسازی، تصمیمگیری مشارکتی و فرهنگ حمایتی میتواند هویت سازمانی و تعلق روانشناختی معلمان به سازمان را تقویت نموده و در نتیجه، تعهد آنها به ایجاد تغییرات مثبت در مدارس را ارتقاء بخشد. این یافتهها با نتایج پژوهشهای پیشین و نیز نظریههای هویت اجتماعی، مدیریت تحول و خودتعیینگری همراستا بوده و حاکی از اهمیت مداخلات انسانی در رویکردهای مدیریتی سازمانهای آموزشی است. همچنان که تقویت سازوکارهای انگیزشی، افزایش اختیارات حرفهای معلمان و ترویج فرهنگ یادگیری سازمانی میتواند تعهد آنها به تغییر را تعمیق بخشد و مسیر تحول پایدار در نظام آموزشی را هموار سازد. براساس این نتایج، پیشنهاد میشود سیاستگذاران آموزشی، با سرمایهگذاری در ارتقاء مهارتهای نرم مدیران و طراحی مدلهای تحولگرا با مرکزیت معلمان و تأکید بر مؤلفههای رفتاری و فرهنگی بهجای تمرکز صرف بر دستورالعملهای ساختاری، میتوانند بستر لازم برای پذیرش تغییرات و تحول پایدار در نظام آموزشوپرورش را فراهم آورند. مدیران مدارس نیز میتوانند با نهادینهسازی رویکردهای کیفیتمدار انسانی، طراحی برنامههای توسعه حرفهای، ایجاد ساختارهای مشارکتی، برگزاری کارگاههای بازتاب حرفهای، توسعه نظامهای بازخورد مؤثر و تقویت جو سازمانی مثبت، مقدمات بروز تعهد سازمانی و تعهد فعال معلمان به تغییرات بنیادین را فراهم سازند.